|
|
در سال ۲۰۰۱ رئیس جمهوری آمریکا- بوش- رسماً اعلام کرد که آمریکا بزرگترین منتشر کننده دی اکسید کربن، این پروتکل کیوتو را امضا نخواهد کرد. دلیل رئیس جمهور آمریکا این بود که امضای این پروتکل ضرر و زیان بسیاری به اقتصاد آن کشور وارد خواهد آورد. امریکا معتقد بود که این پروتکل حاوی تعهدات الزام آوری برای کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای برای کشورهای در حال توسعه نیست. علیرغم این مسئله فرایند مذاکرات مجدداً از سر گرفته شد و در سال ۲۰۰۱ به نتیجه رسید. بر این اساس اجازه داده شد تا پیمان مراکش در اواخر سال ۲۰۰۱ تکمیل گردد. پیمان های مراکش در بردارنده مقررات مفصل و پیچیده ای برای کمک و راهنمایی در اجرای عملی پروتکل کیوتو است. پیمانهای مراکش موضوعات زیر نظر کنوانسیون مرتبط با ترتیبات بودجه گذاری و ظرفیت سازی برای کشورهای در حال توسعه را تحکیم بخشید[۳۷]. این کنوانسیون در سال ۱۳۸۴ در مجلس شورای اسلامی ایران به تصویب رسید[۷۳]. حوزه های پیشنهادی مطرح شده در پروتکل کیوتو به شرح زیر میباشد:


-
- حذف تدریجی یارانه هایی که مخالف با اهداف کنوانسیون است
-
- حمایت و افزایش تقلیل دهنده های انتشار گازهای گلخانه ای
- گسترش اشکال پایدار کشاورزی
۲-۲-۲-۳۲- کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب
کنفرانس عمومی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با تأیید بر اهمیت میراث فرهنگی زیر آب، به عنوان بخش جدایی ناپذیر از میراث فرهنگی بشری و عاملی فوق العاده مهم در تاریخ آدمیان، ملتها و در روابطشان با یکدیگر در زمینه میراث مشترک خود با درک اهمیت حفظ و نگهداری میراث فرهنگی زیر آب و مسئولیتی که در این مورد بر عهده تمامی دولتها است، سی و یکمین اجلاس خود را در سال ۲۰۰۱ در شهر پاریس برگزار کرد. با توجه به علاقه روزافزون جامعه به میراث فرهنگی زیر آب و با اعتقاد به اهمیت و نیز حق بهره وری و بهره مندی از اطلاعات آن و منافع آموزشی آن، با نگرانی عمیق در مورد بهره برداری تجاری روز افزون از میراث فرهنگی زیر آب و مخصوصاً نسبت به آن دسته از فعالیتهای معینی که با هدف فروش، دستیابی یا معامله پایاپای میراث فرهنگی زیر آب انجام می شود و با علم به وجود فناوری پیشرفته که میتواند کشف و دسترسی به میراث فرهنگی زیر آب را افزایش دهد، تدوین این کنوانسیون پراهمیت جلوه می کند. این کنوانسیون شامل یک مقدمه و سی و پنج ماده و یک پیوست در سال ۱۳۸۷ به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید[۷۴].
۲-۲-۲-۳۳- کنوانسیون بینالمللی کنترل سامانه های مضر ضد خزه بر روی کشتی ها
سیستم ضد خزه به معنای پوشش، رنگ یا موارد مشابهی است که به منظور کنترل یا جلوگیری از چسبیدن موجودات زنده ناخواسته بر روی بدنه کشتی به کار برده می شود. وجود چنین موجوداتی بر روی حرکت و بهره برداری سیستم های کشتی تاثیر منفی ایجاد میکند. برای جلوگیری از چسبیدن چنین موجوداتی از پوشش یا رنگهایی بر روی بدنه کشتی استفاده می شود که به سیستم ضد خزه معروفند. اما استفاده از چنین سیستم هایی به دلیل استفاده از ترکیبات قلع مشکلاتی را برای محیط زیست، آبزیان و حتی انسان ایجاد میکند. در واقع اجرای این کنوانسیون باعث کاهش آلودگی ناشی از ترکیبات قلع به کار رفته در سیستم های ضد خزه، حفاظت از محیط زیست دریایی و سلامت انسانها در مقابل اثرات نامطلوب ترکیبات قلع، جلوگیری از تجمع موجودات زنده بر روی بدنه کشتی ها و جلوگیری از گسترش موجودات زنده و مضر دریایی می شود. این کنوانسیون به تولید رنگ منطبق با استانداردهای بینالمللی در شرکتهای صنعتی کمک میکند. این کنوانسیون در سال ۱۳۸۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید[۷۵].
۲-۲-۲-۳۴- کنوانسیون بینالمللی کنترل و مدیریت آب توازن و رسوبات کشتی ها
جدیدترین استانداردهای نفتکشها که به وسیله سازمان بینالمللی دریانوردی توسعه یافته است، کنوانسیون بینالمللی کنترل و مدیریت رسوبات و آب تعادل کشتی ها است که در سال ۲۰۰۴ تصویب شد. هدف این کنوانسیون تقلیل و حذف انتقال بینالمللی سموم و پاتوژن ها است که در رسوبات و آب توازن کشتی قرار دارند. کشتی ها باید یک کتاب ثبت آب توازن و گواهینامه ای که نشان دهد آن ها به طور مناسبی تجهیز هستند، داشته باشند. اعضا ملزم هستند تا تضمین کنند که امکانات و تأسیسات مناسبی در بنادر محل انجام عملیات پاکسازی و تعمیر مخازن آب توازن کشتیها وجود دارد و به گونه ای که اب تعادل و رسوبات میتوانند در آن ها تخلیه شود. تغییر در ساختار ژنی اکوسیستم های آبی از طریق انتقال عمدی یا غیر عمدی گونه های غیر بومی موجودات زنده در ردیف انواع دیگر آلودگیهای دریایی قرار گرفته است. تهاجم گونه های دریایی به وسیله روش های مختلفی شامل انتشار در محل قایق، ستونهای آب و حرکت خود گونه، تجارت آکواریوم، آب توازن کشتیها، آبزی پروری و تجارت غذای زنده، امکان پذیر میباشد. اصولاً هر چیزی که بقدری کوچک باشد که بتواند از پمپ برداشت آب توازن عبور کند، قابلیت جابجایی را دارد. این گونه ها شامل باکتریها، میکروبها، کیست ها، تخمها و لارو موجودات مختلف میباشد. البته به دلیل شرایط نامناسب و نبود غذا و نور کافی همه این موجودات نمی توانند در مخازن آب توازن دوام آورند. کنوانسیون از کشورهای عضو میخواهد تا کشتیهای مشمول کنوانسیون و کشتی هایی که محقق بر افراشتن پرچم آن ها میباشند را موظف به تطبیق با مفاد و الزامات درج شده در آن بنمایند. این کنوانسیون در سال ۱۳۸۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید[۷۶].
۲-۲-۲-۳۵- کنوانسیون نایروبی درباره انتقال لاشه کشتی ها
کشتیرانی ایمن مستلزم وجود آبراه های ایمن است. وجود هر گونه مانع طبیعی یا غیر طبیعی در مسیرهای تردد کشتی ها، ایجاد خطر برای کشتی و سرنشینان و محموله کشتی را به دنبال خواهد داشت. وجود لاشه کشتی های مغروق در آبهای قابل دریانوردی بینالمللی حاوی خطر بالقوه برای ایمنی دریانوردی و محیط زیست دریایی است و به همین دلیل از دهها سال پیش، این معضل مورد توجه سازمان بین الملل دریانوردی قرار گرفت. این کنوانسیون در سال ۱۳۸۹ توسط مجلس شورای اسلامی ایران به تصویب رسید[۷۷]. مهمترین ویژگیهای کنوانسیون لایروبی را می توان به نحو زیر بر شمرد:
-
- ارائه تعاریف مشخص از سانحه دریایی، خطر، لاشه کشی و انتقال لاشه کشتی
-
- اعمال کنوانسیون در منطقه انحصاری- اقتصادی دولتها به صورت اجباری و در منطقه دریای سرزمینی دولتها به صورت اختیاری منوط به اعلام دولت متعاهد
-
- موظف شدن مالک کشتی های بالای ۳۰۰ تن ظرفیت ناخالص به بیمه کشتی برای پوشش مسئولیت خود
“
. executive functioning ↑
-
- . decision-making ↑
-
- . metacognition ↑
-
- . social cognition ↑
-
- . Zelazo, P.D., & Muller, U. ↑
-
- . Rosenthal, R. h., & Allen, T. W. ↑
-
- . Shapiro, E. G., Hughes, S. J., August, G. J. Bloomquist, M. L. ↑
-
- . Iaboni, F., Douglas, V. I., Baker, A. G. ↑
-
- . Shue, K. L. ↑
-
- . Smith, R. ↑
-
- . Sherrington ↑
-
- . Pavlov ↑
-
- . William, J. ↑
-
- . Eysenck ↑
-
- . Brainerd, C. J., & Dempster ↑
-
- . Aron, A. R. ↑
-
- . Gottlieb, A. B. ↑
-
- . Freud ↑
-
- . Luria ↑
-
- . Harnishfeger, K. K. ↑
-
- . Moleni, J ↑
-
- . Dempster, F. N. ↑
-
- . Goldman, MM ↑
-
- . prefrontal lobs ↑
-
- . Bjorklund, D. F. ↑
-
- . perseveration ↑
-
- . Dieler, A. C. ↑
-
- . folk ↑
-
- . Verbruggen, F. & Logan, G.D. ↑
-
- . Bari, A., Eagle, D. M., Mar, A. C., Robinson, E. S. J., & Robbins, T. W. ↑
-
- . Nandam, L. S, Hester, R., Wagner, J., Cummins, T. D. R. Garner, K., Dean, A. J., Kim, B. N., Nathan, P. J., Mattingley, J. B., Bellgrove, M. A. ↑
-
- . Aron, A. R., Fletcher, P. C., Bullmore, E. T., Sahakian, B. J. &. Robbins, T. W. ↑
-
- . Skatova, A., & Ferguson, E. ↑
-
- . Rubia, K., Lim, L., Ecker, C., Halari. R., Giampietro, V., Simmons, A., Brammer, M. & Smith, A. ↑
-
- . Roessner, V., Albrecht, B,. Dechent, P., Baudewig, P., & and Rothenberger, A. ↑
-
- . Joorman, J., Yoon, K.L., & Zetsche, U. ↑
-
- . O’Brien, F., & Gormley, M. ↑
-
- . Cox, D. J., Madaan, V. & Cox, B. S. ↑
-
- . interference control ↑
-
- . noradrenaline ↑
-
- . dopamine ↑
-
- . Bari, A., Eagle, D. M., Mar, A. C., Robinson, E. S. J., & Robbins, T. W. ↑
-
- . Nandam, L. S, Robert Hester, R., Wagner, J., Cummins, T. D. R. Garner, K., Dean, A. J., Kim, B. N., Nathan, P. J., Mattingley, J. B., Bellgrove, M. A. ↑
-
- . methylphenidate ↑
-
- . Aron, A. R., Fletcher, P. C., Bullmore, E. T., Sahakian, B. J. &. Robbins, T. W. ↑
-
- . Cummins Cummins, T. D. R., Hawi, Z., Hocking, J,. Strudwick, M., Hester, R., Garavan, H., Wagner J., Chambers C. D. & Bellgrove M. A. ↑
-
- . Garavan Ross Stein ↑
-
- . frontostriatal circuits ↑
-
- . Chambers, C. D., Garavan, H., & Bellgrove, M. A. ↑
-
- . Piagetian ↑
-
- . Diamond, A., Cruttenden, L., & Neiderman, D. ↑
-
- . stop-signal ↑
-
- . Logan, G. D., Cowan, W. B., & Davis, K. A. ↑
-
- . Mischel, W., Shoda, Y., & Peake, P. K. ↑
-
- . stop-signal reaction time (SSRT) ↑
-
- . Logan, G. D., Schachar, R. J., & Tannock, R. ↑
-
- . Leblanc,N., Chen,S. Swank, P. R., Ewing-Cobbs, L., Barnes, M., Dennis, M., Max, J., Levin, H. & Schachar, R. ↑
-
- . Williams, B. R., Ponesse, J. S., Schachar, R. J., Logan, G. D., & Tannock, R. ↑
-
- . Kramer, A. F., Humphrey, D. G., Larish, J. F., & Logan, G. D ↑
-
- . false belief task ↑
-
- . McLeod, B. D. Wood, J.J., & Weisz J.R. ↑
-
- . Gotlib, IH. & Hammen, C. ↑
-
- . May, C. P., Zacks, R. T., Hasher, L., & Multhaup, K. S. ↑
-
- . Joormann, J., Yoon, K. L., & Zetsche, U. ↑
-
- . go-nogo ↑
-
- . Jongen, E. M., Brijs, K., Komlos, M., Brijs, T., & Wets, G. ↑
-
- . Ross, V. Ross, Jongen, E., Brijs, T., Ruiter, R., Brijs, K., & Wets, G. ↑
-
- . Adrian, J., Postal, V., Moessinger, M., Rascle, N, & Charles, A. ↑
-
- . incompatibility test ↑
-
- . Baldock, M.R.J., Mathias, J., McLean, J., & Berndt, A. ↑
-
- . Cascio, C. N. et al. ↑
-
- . O’Brien, F., & Gormley, M. ↑
-
- . Sexton, E. ↑
-
- . Ferguson, S. A. ↑
-
- . Greene, A. ↑
-
- . Hatakka, N., Keskinen, E., Gregersen, N.P., Glad, A., & Hernetkoski, K. ↑
-
- . Vissers, J.A.M.M., Van Betuw, A.M., Nägele, R.C., Kooistra, A. & Harteveld, M ↑
-
- . Christie, N. ↑
-
- . Langford, D. ↑
-
- . Raftery, S.J. & Wundersitz, L.N. ↑
-
- . risk tolerance ↑
-
- . reflection on one’s own driving behavior ↑
-
- . visual scanning ↑
-
- . off-road ↑
-
- . Gregersen, N. P. ↑
-
- . Marek, J., & Sten, T. ↑
-
- . Spolander, K. ↑
-
- . Regan, M., Deery, H. A., & Triggs, T. J. ↑
-
- . Fisher D.L. Pollatsek, A.P. &, Pradhan, A. ↑
-
- . Pollatsek, A., Divekar, G., & Fisher, D. L. ↑
-
- . Crundall, D., Chapman, P., Underwood, G., van Loon, E., & Chapman, G. ↑
-
- . Alberti, C. F., Gamberini, L., Spagnolli, A., Varotto, D., & Semenzato, L. ↑
-
- . Griffin, K. W., Botvin, G. J., & Nichols, T.R. ↑
-
- . Pollatsek, A., Narayanaan, V., Pradhan, A., & Fisher, D. L. ↑
-
- . on-road ↑
-
- . Allinson, C. W., & Hayes, J. ↑
-
- . on-line ↑
-
- . go/no go task ↑
-
- . Schulz, K. P., Fan, J., Magidina, O., Marks, D. J., Hahn, B., & Halperin, J. M. ↑
-
- . space ↑
-
- . Verbruggen, F., Logan, G. D., & Stevens, M. A. ↑
-
- . block ↑
-
- . probability of responding on stop signal trials (p(r|s)) ↑
“
“
بسیاری از روانشناسان شناختی در دو دهه اخیر به طور ویژه و تخصصی مفهوم اصطلاح تفکر انتقادی را بررسی کردهاند. بر اساس، تفکر انتقادی به طور موثق به معنای ارزشیابی یا قضاوت کردن درباره درستی و نادرستی چیزی است و برخلاف مفروضات عامه هرگز به معنای منفی نگر یا عیبجویی نیست. این اصطلاح ماهیتاً فارغ از ارزشهای مثبت و منفی است و غالباً به قضاوتی منتج میشود که مثبت، تصدیق کنند و حتی ستایشآمیز است. تفکر انتقادی ازنظر ماهیت الزاماًً نوعی ارزشیابی است؛ یعنی هر نوع ادعایی، منبعی یا باوری را به طور آشکار و مستمر به منظور قضاوت درباره درستی، اعتبار یا ارزش آن تجزیهو تحلیل میکند. تفکر انتقادی دربردارندهی روشهای تفکری است که به تجزیهو تحلیل میپردازد و بر ارزشیابی تأکید میکند. این نوع تفکر برخلاف مهارتهای قبلی یا حل مسئله و تصمیمگیری یک راهبرد نیست و مراحلی از اعمال و روشهای عملی فرعی را که شخص عموماً باید آن ها را طی کند شامل نمیشود، بلکه مجموعهای از اعمال خاص است که بهتنهایی با یک صورت ترکیبی به کار میرود ۰(شعبانی، تابستان ۱۳۹۳: ۷۵ تا ۷۸).

آنچه کودکان نیاز به انجام آن دارند تعلیم چه گونه آموختن است. به همین منظور بینه یک نظام کارورزی به نام ((ارتوپدی ذهنی)) را پیشنهاد نمود. این سیستم نوعی تربیتبدنی ذهنی میباشد و شامل تمرینات خاصی برای تقویت توجه، حافظه، ادراک، تجزیهو تحلیل، ابداع، تشخیص و اراده است.

الگوی رشد برای هر کودکی منحصربهفرد است و تحقیقات نشان میدهد، روشی که کودکان به وسیله آن آموزش میبینند میتواند اثر عمیقی روی پیشرفت آنان داشته باشد. حیطههایی از خلاقیت و استعدادهای انسان وجود دارند که تئوری پیاژه به آن ها نپرداخته است. باوجوداین تحقیقات او بعضی عوامل مهم در آموزش چه گونه فکر کردن به کودکان را به شکل برجستهای بیان میکند. بعضی از این عوامل که در طی کتاب به آن ها مراجعه خواهیم نمود عبارتاند از:
الف– باید دلایل بیانگر اینکه چرا کودک به این شیوه خاص میاندیشد موردتوجه قرار گیرند.
ب– باید به خاطر داشت که تفکر، عمل کردن است و نه صرفاً از مقولهی حرف و سخن، به عبارت دیگر تفکر جریانی است فعال نه منفعل.
ج– کودکان باید مفاهیم کلیدی که به بروز استعدادهای آنان کمک میکنند را کشف نمایند (فیشر، ۱۳۸۵: ۳۰ تا ۳۳)
۲-۲-۱۰- مهارت های تفکر انتقادی
در توصیف و تحلیل تفکر، مهارتهای زیر برای تقویت تفکر انتقادی ضروری است
الف) تعریف و شفاف سازی مسئله، شامل
-
- تشخیص دیدگاه های اصلی یا مسئله: توانایی تشخیص ایده اصلی در مقاله ، مباحثه یا فیلم سیاسی، با توانایی تشخیص دلایل و نتایج مباحثه.
-
- مقایسه شباهتها و تفاوتها: توانایی مقایسه تشابهات و تفاوت های چند اندیشه، شیء، فرد یا موقعیت در زمانی خاص یا در زمانهای مختلف؛
-
- تشخیص اطلاعات مربوط به مسئله: توانایی تشخیص اطلاعات مربوط ونامربوط یا قابل بررسی و غیرقابل بررسی درباره ی مسئله مورد نظر؛
- تنظیم سؤال های مناسب: توانایی تنظیم سؤال هایی که به فهم عمیقتر و روشنتر دیدگاه یا موقعیت منجر می شود.
ب) قضاوت درباره ی اطلاعات مربوط به مسئله، شامل:
۵٫ تمایز میان حقیقت، عقیده و قضاوت مستدل: توانایی به کارگیری معیار علمی برای تعیین کیفیت مشاهده، استنتاج و قضاوت؛
۶٫ بررسی انطباق مفاهیم: توانایی تشخیص توافق و سازگاری مفاهیم و بافت اطلاعات با یکدیگر؛
۷٫ تشخیص مفروضات بیان نشده: توانایی تشخیص مفروضاتی که با صراحت بیان نشده است.
۸٫ تشخیص چارچوبها و کلیشه های ثابت: توانایی تشخیص عقاید کلیشه ای ثابت درباره افراد، گروه، یا ایده ها؛
۹- تشخیص عوامل احساسی ، تبلیغاتی و مطالب سوگیری شده: توانایی تشخیص سوگیریهای مواد نوشتاری و تصویری و اعتبار منابع ؛
۱۰٫تشخیص نظام های ارزشی و جهان بینی های متفاوت: توانایی تشخیص تشابهات و تفاوت های میان نظام های ارزشی و جهان بینی های مختلف.
بیر (۱۹۸۵) این کلمه را به طور مکرر به کار برد. قضاوت اصطلاح خوب و مفیدی برای تحلیل تفکر انتقادی است.بیر قضاوت را تعبیر و تفسیر اطلاعات و تشخیص اظهارات سوگیری شده تعریف کردهاست.
ج) حل مسئله یا استخراج نتایج شامل:
۱۱٫تشخیص کفایت اطلاعات جمع آوری شده: توانایی تصمیم گیری درباره ی کفایت اطلاعات به دست آمده در مورد کیفیت و کمیت به دست آوردن نتایج ، فرضیه های تنظیم شده، تصمیم گیری و تعمیم؛
۱۲٫پیشبینی نتایج احتمالی: توانایی پیشبینی یک رخداد یا رخدادهای مختلف.
بیر از کسانی است که فعالیتها یا مهارتهایی مانند مقایسه کردن[۳۹]، تشخیص دادن[۴۰](پیشبینی و توالی)، قضاوت کردن[۴۱]، تجزیهو تحلیل کردن و ارزیابی کردن را از اجزاء مهارتهای تفکر انتقادی میداند. وی هشت فهرست مختلف از مهارتهای تفکر انتقادی را که متخصصان تعلیم و تربیت مطرح کردهاند نیز جمع آوری کردهاست که درمجموع شامل شصت عنوان میشود. دامنه موضوعات آنچنان گسترده است که از تفاوت قائل شدن بین اطلاعات و متغیرها گرفته تا کشف تناقضها، اعتبار مشاهدات و تمایل و سوگیریها را شامل میشود.
یکی از فهرستهای هشتگانه فهرست انیس (۱۹۶۲) است که بیر احتمالاً تجزیهو تحلیل تفکر انتقادی را به وسیله آن یادآور شده است. این فهرست شامل دوازده عنصر از عناصر تفکر انتقادی است:
-
- به دست آوردن معنای یک عبارت
-
- قضاوت درباره ابهام یا عدم ابهام استدلال،
-
- قضاوت درباره تناقضات موجود در عبارت؛
-
- قضاوت درباره صراحت عبارات
-
- قضاوت دربار ه ی نتیجهگیری
-
- قضات درباره چگونگی کاربرد اصل خاص عبارات
-
- قضاوت درباره اعتبار مشاهدات
-
- قضاوت درباره تضمین نتایج استقرایی
-
- قضاوت درباره صریح و روشن بودن مسئله
-
- قضاوت درباره مفروضات
-
- قضاوت درباره کفایت تعاریف
“
“
(قناتی، ۱۳۸۹، ۲۷).
اهمیت جریانهای نقدی
استفاده کنندگان صورتهای مالی نیازمند اطلاعات در خصوص چگونگی ایجاد و مصرف وجه نقد توسط واحد تجاری هستند این نیاز صرفنظر از ماهیت فعالیتهای واحد تجاری و تلقی یا عدم تلقی وجه نقد به عنوان محصول واحد تجاری وجود دارد، چراکه علیرغم تفاوت این واحدها ازلحاظ فعالیتهای اصلی درآمدزا، نیازها به وجه نقد عمدتاًً از دلایل مشابهی ناشی میشود به عبارت دیگر واحدهای تجاری جهت هدایت عملیات، تسویه تعهدات و پرداخت سود سهام تماماًَ به وجه نقد نیاز دارند. جریانهای نقدی در یک واحد تجاری از اساسیترین رویدادهایی است که اندازهگیریهای حسابداری بر اساس آن ها انجام میپذیرد و چنین تصور میشود که بستانکاران و سرمایهگذاران نیز تصمیم هایشان را بر همین اساس اتخاذ مینمایند. وجوه نقد از این نظر دارای اهمیت است که نشاندهنده قدرت خرید عمومی است و در مبادلات اقتصادی به سهولت میتواند به سازمانها و یا اشخاص مختلف جهت رفع نیازهای خاصشان و در تحصیل کالا و خدمات انتقال یابد.

اگرچه صورت جریان وجوه نقد اطلاعاتی را درباره جریانهای وجه نقد واحد تجاری طی دوره مالی مورد گزارش ارائه میکند. لیکن اطلاعات مذبور جهت ارزیابی جریانهای نقدی آتی وجه نقد کفایت نمیکند. برخی جریانهای نقدی وجه نقد ناشی از معاملاتی است که در دوره های مالی قبل رخداده و بعضاًَ انتظار میرود منجر به جریانهای وجه نقد دیگری در یکی از دوره های آتی گردد بدین لحاظ برای ارزیابی جریانهای وجه نقد آتی، صورت جریان وجه نقد معمولاًَ باید توأم با صورتهای عملکرد مالی و ترازنامه و بهطورکلی اقلام تعهدی به کار گرفتهشده در صورتهای مالی مورداستفاده قرار گیرد (قناتی، ۱۳۸۹، ۲۹).

اقلام تعهدی (اقلام پرداختنشده) معرف مبالغ تخصیص دادهشده به دوره تجاری از بابت دریافتها و پرداختهای آتی مورد انتظار برای خدمات است و اقلام انتقالی به دوره های آتی مبین مبالغ تخصیص دادهشده به دوره های جاری و آتی از بابت دریافتیها و پرداختیهای گذشته برای کالاها و خدمات میباشد. اقلام سود و ترازنامه که بر مبنای حسابداری تعهدی اندازهگیری شده است مبنای مفیدی از سنجش کارایی مؤسسه و اطلاعاتی مرتبط با پیشبینی فعالیت آتی واحد تجاری و پرداخت سود سهام فراهم میکند.
اطلاعات تاریخی (اقلام تعهدی) مربوط به جریان وجوه نقد میتواند در قضاوت نسبت به مبلغ، زمان و میزان اطمینان از تحقق جریانهای وجوه نقد آتی به استفاده کنندگان صورتهای مالی کمک کند اطلاعات مذبور بیانگر چگونگی ارتباط بین سودآوری واحد تجاری و توان جهت ایجاد وجه نقد و در نتیجه مشخص کننده کیفیت سود تحصیل شده توسط واحد تجاری است. علاوه بر این تحلیل گران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات مالی اغلب به طور رسمی یا غیررسمی مدلهایی را برای ارزیابی و مقایسه ارزش فعلی جریانهای وجه نقد میتواند جهت کنترل میزان دقت ارزیابیهای گذشته مفید واقع شود و رابطه بین فعالیتهای واحد تجاری و دریافتها و پرداختهای آن را نشان دهد.
اطلاعات تاریخی (اقلام تعهدی) گردش وجوه نقد همانند جریانات وجوه نقد بودجه شده اطلاعات مرتبطی را بهتنهایی و یا به عنوان مکمل گزارشات مرسوم مالی برای سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و بستانکاران به منظور ارزیابی شرکت و پیشبینی سودهای پرداختی مورد انتظار فراهم مینمایند.
فرصت رشد
فرصت رشدها مبنای بسیاری از تصمیمگیریهاست. از عوامل مهمی که اغلب اعتباردهندگان، سرمایهگذاران، مدیران و سایر فعالان اقتصادی میتوانند به آن توجه کنند، عملکرد است. زمانی که معیارهای فرصت رشد بهجای اعداد خام به شکل درصد یا نسبت اندازهگیری میشوند، این امکان به وجود میآید تا فرصت رشدها را اعم از کوچک و بزرگ و در صنایع مختلف در طی یک دوره زمانی، آسانتر بسنجیم و مقایسه کنیم، به عبارت دیگر فرصت رشد، حاصل فعالیتها و بازده سرمایهگذاریهای آن در یک دوره معین است. در ادبیات مالی از معیارهای متفاوتی برای اندازهگیری فرصت رشد استفاده میشود، مانند بازده داراییها، شاخص توبین، بازده سرمایهگذاریها، بازده حقوق صاحبان سهام، ارزشافزوده اقتصادی و سود هر سهم که هرکدام از این معیارها دارای مزایا و محدودیتهایی هستند. بحث ارزیابی فرصت رشد شرکت از دیرباز به عنوان یکساله سهم مطرح بوده است و مباحث متعددی در حسـابداری و مدیریت به بحث فرصت رشدها اختصاصیافته و بیشترین نوشتههــای تئوریک در این زمینه است که کدامیک از معــیارهای ارزیــابی فرصت رشدها از اعتبــار بیشتری برخوردار است برخی معتقدند یک شاخص ایده آل برای سنجش فرصت رشدها وجود ندارد (صمدی و همکاران، ۱۳۹۲، ۱۲۲).
برای اندازهگیری و سنجش فرصت رشد و تعیین ارزش شرکت روشهای مختلفی وجود دارد که هرکدام دارای معایب اساسی بوده چنانچه این روشها به عنوان معیاری برای اندازهگیری فرصت رشد و تعیین ارزش شرکت در نظر گرفته شود قطعاً منجر به تعیین ارزش واقعی شرکت نخواهد شد. حالآنکه ارزیابی فرصت رشد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای پذیرفتهشدهای استفاده شود که تا حد امکــان، جنبههای متفاوت ازلحاظ محدودیت در فعالیتها و امکان بهرهمندی از امکانات را موردتوجه قرار دهد. در یک تقسیمبندی کلی معیارهای سنجش و فرصت رشد را میتوان به دو گروه معیارهای مالی و غیرمالی تقسیم کرد، معیار غیرمالی شامل معیارهای تولیدی، بازاریابی، اداری و معیارهای اجتماعی است و نسبتهای مالی ازجمله تکنیکهایی است که به عنوان معیار مالی پیشنهاد شده است. برخی از پژوهشگران امور مالی پیشنهاد نمودهاند که باید از شاخص ترکیبی (مالی و غیرمالی) استفاده شود. با اینحال این معیارها هم نمودار است زیرا تعیین نوع معیارها، نوع همبستگی بین آن ها و نیز تعیین ارزش و وزن هر یک از آن ها درمجموع معیارها، کار سادهای نیست توجه به این موضوع که ارزیابی فرصت رشد از چه دیدگاهی و چه منظوری میباشد، ضروری است.
اشخاص و گروههای مختلفی به ارزیابی فرصت رشدها پرداخته و از نتایج آن در تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند به نظر ایجری یوجی، معیارهای موردنظر هرکدام از افراد ذینفع ممکن است منطبق و هم سو با سایر ذینفعان نباشد. در این تحقیق تمرکز اصلی بر دیدگاه سرمایهگذاران و ارزیابی آن ها از فرصت رشد شرکت است. برای محاسبه فرصت رشدها در این تحقیق از رابطه زیر به عنوان نماینده اندازهگیریها برای فرصت رشدها انتخابشده است
(صمدی و همکاران، ۱۳۹۲، ۱۲۴).
بنابرین فرصت رشد در این پژوهش برابر است با نسبت مجموع ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتری بدهیها به ارزش دفتری داراییها
“
“
در حقوق فعلی ایران و با توجه به بررسی به عمل آمده در زمینه حقوق مؤلف متوجه شدیم که اصل بر عدم رعایت تشریفات است که قاعدتاً به دلیل عدم تفکیک حقوق مرتبط از حقوق مؤلف این ویژگی در حوزه حقوق مرتبط نیز مجری میباشد. لیکن در ماده ۴ قانون ترجمه و تکثیر کتب و آثار صوتی… در ارتباط با آثار صوتی آمده است : « صفحات یا نوارهای موسیقی و صوتی در صورتی حمایت می شود که روی هر نسخه یا جلد آن علامت بینالمللی(p ) لاتین در داخل دایره و تاریخ انتشار و نام و نشان تولید کننده و نماینده انحصاری و علامت تجارتی ذکر شده باشد.» مطابق این مقرره آثار صوتی در صورتی مورد حمایت قرار می گیرند که شرایط مذکور در ماده را دارا باشند ، بدین تعبیر رعایت این شرط الزامی است. ثبت آثار حقوق مرتبط نیز مطابق ماده ۲۱ قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان … اختیاری است. با وجود این بر اساس بند الف ماده اول آئین نامه اجرایی ماده مذکور درخواست کننده ثبت اثر میتواند ، علاوه بر شخص حقیقی شخص حقوقی همانند صدا و سیما نیز باشد. بر این اساس اجرای اجراکنندگان یا آثار صوتی میتواند توسط یک تولیدکننده حقیقی یا حقوقی در یک حامل تثبیت شده و با نام و علامت خاصی نیز به ثبت برسد. که از لحاظ جنبه اثباتی و حفظ حقوق مادی و معنوی اثر بسیار مثمر ثمر میباشد. در ارتباط با آثار رادیویی و تلویزیونی سازمان های پخش به عنوان یک شخصیت حقوقی به منظور مصون ماندن آثار شان از دستبرد و نتیجتاً حفظ آن ها اقدام به ثبت اثر ، درج نام و علامت خاص سازمان بر روی آثار می نمایند. سازمان صدا و سیمای ایران با تأسيس مؤسسه صوتی و تصویری سروش مرکز انحصاری فروش آثار رادیویی و تلویزیونی را با آرم سازمان فراهم نموده که بدون شک از جهت جنبه حمایت از آثار پخش شده بسیار حائز اهمیت میباشد.

فصل سوم
انواع حقوق مالکیت ادبی و هنری در آثار تلویزیونی و ضمانت اجرای آن
مبحث اول : حمایت از آثار تلویزیونی به موجب حق مؤلف(کپی رایت)
پس از شناسایی آثار تلویزیونی به عنوان یکی از آثار ادبی و هنری قابل حمایت در نظام حق مؤلف (کپی رایت) باید به بررسی روابط حقوقی میان آن ها و مولفان چنین آثاری بپردازیم. در نظام حمایتی حق مؤلف بین پدیدآورنده اثر فکری و اثر خلق شده دو نوع رابطه حقوقی تصور شده که شامل حقوق مادی و حقوق معنوی میباشد ، واضح است که هر یک از این حقوق دارای اقسام و ویژگی های خاص خود میباشند. به عبارت دیگر اگر چه بین حقوق مادی و معنوی نوعی ارتباط وجود دارد ، اما تمایز آن ها را نمی توان نادیده گرفت.
بنابرین در رابطه با آثار تلویزیونی که غالباً به صورت گروهی تهیه میشوند ، یعنی دارای آفرینندگان متعدد و مرتبط هستند ، بررسی حقوق مادی و معنوی از اهمیت به سزایی برخوردار میباشد. زیرا در ساده ترین شکل ممکن بدون رضایت آفرینندگان چنین آثاری سازمان صدا و سیما حق پخش و نمایش آثار تلویزیونی را نخواهد داشت. از طرف دیگر حقوق معنوی دست اندرکاران چنین آثاری نیز نباید با تغییر و تحریف در اثر نهایی مورد خدشه قرار بگیرد. در این مبحث ابتدائاً به دسته بندی پدید آورندگان آثار تلویزیونی پرداخته شده ، سپس اقسام حقوق مادی و معنوی آثار تلویزیونی و در نهایت ضمانت اجرای تجاوز به حقوق مذکور در قالب ضمانت اجرای مدنی و کیفری به موجب نظام حق مؤلف (کپی رایت ) مورد بررسی خواهد گرفت.

گفتار اول : پدیدآورندگان
به طور کلی نخستین مالک حقوق مادی در اثر ادبی و هنری کسی است که اثر در نتیجه خلاقیت او پدید آمده باشد. در قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان این قاعده صراحتاً بیان نشده است ، ولی به طور ضمنی و از فحوای مواد می توان آن را مورد استناد قرار داد ، اما در ماده ۵۲ پیش نویس لایحه جدید صراحتاً به این مقرره اشاره شده است. در خصوص اثر ثانوی (اشتقاقی) حقوق مادی اثر نهایی با رعایت حقوق اثر از پیش موجود ، متعلق به پدیدآورنده اثر ثانوی است. اما در رابطه با مالکان حقوق مادی در اثر مشترک به دلیل پدیدآورندگان متعدد بحث بسیار است ؛ زیرا از یک طرف کنوانسیون ها و مقررات بینالمللی تعیین پدیدآورندگان در چنین آثاری را به حقوق داخلی کشورها واگذار نموده اند. از طرف دیگر قوانین داخلی کشورها در این زمینه رویه واحدی اتخاذ ننموده اند : برخی کشورها مانند آلمان ، فنلاند ، دانمارک ، هلند و سوئد لیستی از مولفان مشترک آثار سمعی و بصری ارائه نکرده و تشخیص مولفان را منوط به استفاده از قواعد استاندارد مولفین مشترک کردهاند که خود موجب بروز بلاتکلیفی و تردید خواهد شد. بر همین مبنا و به ترتیب مواد ۷ و ۸ قانون مالکیت فکری آلمان مقرر می دارند : « در حالت عادی شخصی که اثر را خلق میکند ، مؤلف آن است. » « اگر چندین نفر اثر مشترک خلق کنند و نتوان از سهام هریک از آن ها جداگانه بهره برداری کرد ، آن ها مولفان مشترک اثر فرض میشوند.» با این تفاسیر و بر اساس عدم تفکیک پذیری سهم شرکای ، تنها کارگردان ، مدیر فیلمبرداری و در صورت امکان تدوین گر میتوانند ، ادعای حق تالیف مشترک اثر سمعی و بصری را داشته باشند.[۲۲۴]در برخی دیگر از کشورها نظیر فرانسه ، بلژیک ، ایتالیا ، پرتغال و اسپانیا با اندک تفاوتی نسبت به هم لیستی از مولفان آثار مشترک ارائه شده است. کشور فرانسه پدیدآورندگان مشترک اثر سمعی و بصری را شامل: مؤلف نمایشنامه ، مؤلف اقتباس ، مؤلف دیالوگ ، مؤلف موسیقی و کارگردان در نظر گرفته است. لیست ارائه شده ، لیستی باز است و دیگر پدیدآورندگان اثر مانند تهیه کننده ، تدوین گر و بازیگر در صورت بروز خلاقیت میتوانند ، حق تالیف در فیلم را برای خود اثبات نمایند. هر چند دادگاه های فرانسه نسبت به افزایش اشخاص مورد حمایت این لیست بی میل هستند. در مقابل کشور ایتالیا لیستی بسته و محدود به مؤلف نمایشنامه ، آهنگساز و کارگردان ارائه نموده است.[۲۲۵] بنابرین می توان نقش پدیدآورندگان خلاق در تولید اثر مشترک را بدین شکل دسته بندی نمود : اشخاصی که همیشه در خلق اثر سهیم هستند[۲۲۶] ؛
“
|
|