رشد هوش معنوی که به معنای آگاهی عمیق از خود به عنوان موجودی غیر مادی است، در واقع منبعی از استعدادهای غیرعینی است که قابلاً کشف نشده است . هنگامی که هوشیاری فرد افزایش پیدا می کند و مورد استفاده قرار می گیرد، در او احساس امنیت به وجود می آید و بدین ترتیب عملکرد او در محیط کار بهبود می یابد.
ایجاد درک متقابل و تفاهم
یکی از بنیان های اساسی برای ایجاد رابطه سالم ، یکدلی است. ایجاد یکدلی برای بسیاری از مدیران سخت است، زیرا آنها را وادار می کند که فرار از کارکردهای وظیفه ای حرکت کنند و بدین ترتیب احساسات و عواطف افرادی را که مشغول انجام وظیفه هستند، درک کنند. تنها در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر، ایجاد ارتباطات بخشی از کار مدیر تلقی می شود که اهمیت فزایندهای یافته است. امروزه بسیاری از افراد، سازمان خود را درک نمی کنند. بلکه مدیران خود را درک میکنند، بنابراین تمایل به حفظ نیروی کار یکی از دلایلی است که درک کارکنان از سوی مدیران را الزامی میسازد. توانایی شناخت، فهم و پاسخ به احساسات دیگران، نیازمند درک عاطفی و احساسی قوی است و این در حوزه هوش عاطفی قرار دارد؛ لایه ای که علت وجودی احساسات که ریشه اصلی این شناخت علت ها، در هوش معنوی قرار دارد.
مدیریت تغییرات و از میان برداشتن موانع راه
برای اغلب افراد، تغییر رنج آور است. نمی توان تصور کرد زمانی که افراد در مورد چالش های محتمل و نامتحمل آینده صحبت می کنند، کاملا آرام باشند و بخندند . مقاومت در برابر تغییر با ایجاد رفتارهایی از جمله کنترل کردن، شکایت کاردن، انتقاد کردن، کنار کشیدن، انکار کردن و خودداری کردن بروز میکند. احساسات نهفته در این رفتارها، ترس، آشفتگی و عصبانیت است. حتی زمانی که فرد الزام به تغییر را به لحاظ عقلانی درک میکند، احساس ترس ممکن است وجود داشته باشد، که دلیل این امر، راحت طلبی و وابستگی به راه های قبلی است. زمانی که افراد، اشتباهات درونی خود را عمیقاً درک کنند، آن را تکرار نخواهند کرد و از ترس و آشفتگی در برابر تغییر رها خواهند شد و این عمیق ترین سطح هوش معنوی است (جورج[۹۴]، ۲۰۰۶: ۳-۵).
مک گیچی معتقد به ایجاد کارگاههایی از جمله : شهود، نیایش تجسم خلاق، خلاقیت، مدیریت متنوع، ایجاد تناسب بین هدف، فعالیت و گوش سپردن فعال و عمیق به رشد هوش معنوی در سازمان کمک می کند. بنابراین افرادی که هوش معنوی را با زندگی خود گره زده اند، ممکن است سبک زندگی متفاوتی داشته و سنت ها را کنار بگذارند، زیرا که می خواهند تمام وکمال زندگی کنند ( اسهرلوس، ۱۳۹۰).
۲-۲۱) پیشینه تحقیقات
رقیب و همکاران (۱۳۸۷) در تحقیقی با عنوان ” تحلیل میزان هوش معنوی دانشجویان دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی” دانشجویان دانشگاه اصفهان را به عنوان جامعه آماری تحقیق خود برگزیده و ۹۷ نفر را به عنوان گروه نمونه از طریق روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب نمودند. برای گردآوری اطلاعات از مقیاس سنجش هوش معنوی کینگ استفاده گردید و براساس نتایج هوش معنوی دانشجویان دانشگاه اصفهان نسبتا بالا بدست آمد و از بین ویژگی های جمعیت شناختی، ارتباط معنی داری بین متغیرهای جنسیت، مقطع تحصیلی، دانشکده و سن با میزان هوش معنوی بدست نیامد و تنها رابطه بین وضعیت تاهل با میزان هوش معنوی معنی دار بود.
صداقت و حمیدی (۱۳۹۱) در تحقیقی با عنوان “بررسی مقایسه ای هوش معنوی دانش آموزان دوره متوسطه بر اساس جنسیت و پایۀ تحصیلی” هدف تحقیق خود را بررسی مقایسه ای هوش معنوی دانش آموزان دوره متوسطۀ شهر کرمان به تفکیک جنسیت و پایۀ تحصیلی بیان می کنند. بدین منظور ۵۳۷ دانش آموز دوره متوسطه از شهر کرمان به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند تا به پرسشنامۀ هوش معنوی ۲۴ سؤالی کینگ که دارای چهار خرده مقیاس تفکر انتقادی وجودی(CET)، تولید معنای شخصی(PMP) ، آگاهی متعالی (ماورایی) (TA)، توسعۀ حالت هوشیاری(CSE) بود، پاسخ دهند. نتایج با توجه به مقادیر به دست آمده از آزمون نشان داد که هوش معنوی دانش آموزان دوره متوسطۀ شرکت کننده در آزمون به تفکیک جنسیت، تفاوت معنی داری ندارد همچنین تفاوت میانگینها در پایه های مختلف تحصیلی نیز علیرغم رشد صعودی نمرات در پایه های بالاتر تحصیلی، معنادار نبود.
زارعی متین و همکاران (۱۳۹۰) در مقاله خود با عنوان” شناسایی و سنجش مؤلفه های هوش معنوی در محیط کار” هدف تحقیق خود را شناسایی و سنجش مؤلفه های هوش معنوی در محیط کار بیان می کنند. سوال اصلی مقاله حاضر عبارت است از اینکه مولفه های اصلی هوش معنوی در جامعه آماری پژوهش حاضر کدامند؟ و اولویت این مولفه ها نسبت به یکدیگر چگونه است؟ جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان بیمارستان لبافی نژاد تهران میباشد که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده به تعیین نمونه پرداخته شد. روش گردآوری داده ها پرسشنامه حضوری بوده و از روش تحقیق توصیفی- میدانی استفاد شده است. نتایج حاصله حاکی از شناسایی پانزده مؤلفه و اولویت متفاوت مؤلفه ها در جامعه آماری است.
محمدنژاد و همکاران (۱۳۸۸) در مقاله خود با عنوان “مفهوم هوش معنوی مبتنی بر آموزه های اسلام” بعد از تبیین معنویت و هوش معنوی از منظر مکاتب نوظهور؛ اصول و مؤلّفه های هوش معنوی از منظر اسلام به عنوان کاملترین مکتب آسمانی بیان می شود. و در نهایت چنیم نتیجه گیری می کنند که اصل بنیادین معنویت اصیل و بر اساس آموزه های اسلامی توجه و یاد خداوند می باشد. یاد خداوند باعث بروز رفتارهای نیکی چون ایمان، محبت و عشق به خداوند، انکسار نفس، توکل، تواضع، شرح صدر، حلم، حیا، عفت و صبر می شود و نیز باعث دوری از رفتارهای زشتی چون غیبت، تهمت، سخن چینی، حسادت، دروغ، کینه توزی، غرور و خودپسندی می شود و نتیجه همه اینها پرورش هوش معنوی یا همان عقل رحمانی در انسان خواهد بود.
سهرابی و ناصری (۱۳۸۸) در تحقیقی با عنوان “بررسی مفهوم و مؤلفه های هوش معنوی و ساخت ابزاری برای سنجش آن” با توجه به تفاوت نحوه ابراز هوش معنوی در فرهنگ های مختلف، ابتدا در مطالعه ی کتابخانه ای مبانی نظری تحقیقات انجام شده در خصوص هوش معنوی و برای توضیح مؤلفه های هوش معنوی در فرهنگ ایران، اصلی ترین متون دینی فرهنگ غالب کشور ایران مورد مطالعه قرار دادند و پس از بررسی های بعمل آمده پرسشنامه ۹۷ ماده ای را به عنوان یک مقیاس مناسب که می توان برای پژوهشهای بعدی در زمینه تعیین مؤلفه های هوش معنوی در فرهنگ ایران زمین پیشنهاد کرد، تدوین نمودند.
تی سوان چین و همکاران (۲۰۱۲) در مقاله خود با عنوان “رابطه بین هوش عاطفی و هوش معنوی در پرورش خلاقیت و نوآوری در میان کارآفرینان موفق” هدف از تحقیق خود را ساخت مدل مفهومی می دانند تا از طریق آن به بررسی ارتباط هوش عاطفی و معنوی در پرورش خلاقیت و نوآوری در میان کارآفرینان موفق بپردازند. نویسندگان مقاله در تحقیق خود به بررسی ویژگی های کارآفرینان، هوش عاطفی و کارآفرینی، هوش معنوی و کارآفرینی پرداخته و در نهایت به ارائه مدل مفهومی تحقیق رسیده اند.
یانگ و مائو (۲۰۰۷) در مقاله خود با عنوان “بررسی هوش معنوی پرستاران"، به بررسی خصوصیات هوش معنوی در میان پرستاران و تاثیر مذهب بر هوش معنوی پرستاران در چین پرداخته اند. این پژوهش در یک مراکز پزشکی در چین به انجام رسیده است و پرسشنامه ها در ۷ استان و ۱۶ مرکز بیمارستانی و در میان ۱۳۰نفر از پرستاران بیمارستان ها توزیع گردیده اند. در این پژوهش از پرسشنامه وولمن (۲۰۰۱) استفاده شده است. براساس نتایج اکثر پرستاران (۹۰%) تمایل به تجربه نمونه های متعددی از درد جسمی عاطفی و درد و رنج در طول زندگی هستند. در میان ۱۳۰ نفر پرستار مورد بررسی، تنها هفت نفر از پرستاران به وضوح مذهبشان شناسایی شد و مشخص و باورهای دینی اکثرا از واریانس متغیر ملاک در این مطالعه بیشتر بود.
باقری و همکاران (۲۰۱۰) در مقاله ای با عنوان “رابطه بین هوش معنوی پرستاران و شادی در ایران” به ارزیابی رابطه بین هوش معنوی و شادی و نیز رابطه بین هوش معنوی، شادی و ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان پرداختند. این تحقیق که یک تحقیق از نوع توصیفی مقطعی است با ۱۲۵ نفر از پرستاران به عنوان گروه نمونه، در دو بیمارستان در بوشهر به انجام رسیده است. نتایج نشان می دهد که ارتباط معنی داری بین هوش معنوی و شادی وجود دارد و از سوی دیگر، ویژگی های جمعیت شناختی ارتباط معنی داری با هوش معنوی و شادی دارند.
آمرام (۲۰۰۹) به بررسی سهم هوش عاطفی و معنوی در رهبری موثر کسب و کار پرداخت. شرکت کنندگان ۴۲ مدیر اجرایی و۲۱۰ عضو هیات مدیره بودند. ابزار پژوهش به صورت خودگزارشی بود و ابعاد شخصیت، هوش هیجانی، هوش معنوی، هوش عاطفی در آنها بررسی شد. میزان هوش هیجانی خودگزارشی شده از سوی مدیران با ارزیابی کارکنان از اثربخشی رهبری رابطه معنی داری نشان داد و در خود گزارشی از هوش معنوی و هوش هیجانی در مدیران رابطه معنی داری مشاهده گردید. در ارزیابی ها مشاهده شد که ابعاد شخصیتی و هوش معنوی در مدیریت اثربخش نقش موثری دارند. همچنین میزان هوش هیجانی و هوش معنوی در مدیریت نقش موثر و مهمی دارد.
کینگ (۲۰۰۸) نیز به بررسی هوش معنوی و ارائه مدل اندازه گیری آن پرداخت. وی برای ارائه مدل هوش معنوی که شامل ابعاد تفکر انتقادی، تولید معنای شخصی، بسط هوشیاری و آگاهی متعالی بود، ابتدا سیاهه ای شامل ۸۴ مولفه تنظیم و بین ۶۱۹ نفر از دانشجویان دوره کارشناسی توزیع نمود و پس از تحلیل داده ها، مولفه های دارای همپوشانی حذف شدند و ۴۲ مولفه باقی مانده به ۳۰۵ دانشجوی مقطع کارشناسی ارائه کرد که نتیجه تجزیه و تحلیل مجدد منجر به کاهش مولفه های دیگری شد و در نهایت مدل SISRI را که مدلی خودگزارشی در پژوهش های هوش معنوی است با ۲۴ مولفه با قابلیت اطمینان مناسب برای تحقیقات آینده پیشنهاد نمود.
کدخدا و جهانی (۲۰۱۲) در مقاله ای با عنوان “ظرفیت های حل مسأله هوش معنوی برای هوش مصنوعی” به کارکردهای هوش معنوی در حل مسائل مربوط به هوش مصنوعی پرداخته اند و برای این منظور به ارائه تعریف جدیدی از حل مسئله که می تواند جنبه های معنوی و روحانی مشکلات را دستکاری کند و مطابق با الزامات و شرایط و ظرفیت های مدل های هوش معنوی باشد، ارائه دادند. و همچنین به ارائه تعاریفی از هوش معنوی، مسائل معنوی و روش های معنوی حل مسائل پرداختند.
۲-۲۲) مدل مفهومی تحقیق:
محقق در تحقیق خود به دنبال آن است تا در نهایت نتایج بدست آمده از تحقیق خود را در غالب مدل مفهومی ارائه نماید. در این تحقیق پس از بررسی مبانی نظری و ادبیات تحقیق و نیز پیشینه تحقیقات انجام شده درخصوص موضوع تحقیق، تعداد ۸۲ عنوان مولفه به عنوان مولفه های هوش معنوی جمع آوری گردیدند. که این مولفه ها بر گرفته از نظرات اندیشمندانی چون جامی (۱۳۸۱ )، نوبل(۲۰۰۱) و وگان (۲۰۰۳) ، مک مولن(۲۰۰۳) ، مارشال و زهر (۲۰۰۰)، واگن (۲۰۰۲)، ناصری (۱۳۸۶)، ولمن[۹۵] (۲۰۰۱)، کینگ، ۲۰۰۸، اسمیت[۹۶] (۲۰۰۵) ، فریدمن و مک دونالد[۹۷] ،سیسک و آمرام (۲۰۰۹)، جهانی (۱۳۸۹) و ویگلزورث جمع آوری گردیدند. سپس بر اساس میزان سازگاری با جامعه مورد مطالعه و فرهنگ ایرانی و اسلامی از میان مولفه های مذکور با مشورت استاد محترم راهنما ۸ عامل به عنوان عوامل مؤثر شناسایی و تدوین گردیدند. عوامل شناسایی شده از طریق پرسشنامه شماره یک خبرگان در اختیار تعداد ۸ نفر از اساتید مدیریت قرار داده شد و از آنها خواسته شد تا نظر خود را در خصوص هر یک از عوامل بیان نمایند و اگر از نظر آنها عاملی وجود دارد که در میان عامل یاد شده وجود ندارد بیان نمایند. بعد از جمع آوری پرسشنامه خبرگان عامل جدید “تولید معنی شخصی” به عنوان سایر عوامل مؤثر بر هوش معنوی کارکنان شناسایی گردید. در واقع مدل مفهومی ارائه شده در این تحقیق ترکیبی است از عوامل شناسایی شده در تحقیقات گذشته و نظرات خبرگان می باشد. در ادامه مدل مفهومی تحقیق آورده شده است.
۳-۱) مقدمه
فصل سوّم
روش شناسی تحقیق
رفتارآدمی پیچیده است وعوامل بسیاری درایجاد آن دخالت دارد که به ظاهرآن راسازمان نایافته جلوه گر می کند اما می توان باروش مناسب به شناخت آن پرداخت. بنابراین تحقیق فرایندی است که ازطریق آن می توان درباره ناشناخته ها به جستجو پرداخت ونسبت به آن شناخت پیداکرد. درانجام تحقیق باید فرایندی را بصورت منظم دنبال کرد و مجموعه ای ازگزاره ها راتدوین ومورد آزمون قراردادواین فرایند، روش تحقیق است. روش تحقیق، چهارچوب عملیات یا اقدامات جستجوگرایانه برای تحقق هدف پژوهش، جهت آزمودن فرضیه یا پاسخ دادن به سوال های تحقیق رافراهم می آورد(سرمد ودیگران، ۱۳۸۵: ۲۱-۲۲).
از جمله ویژگیهایی مطالعه علمی که هدف آن حقیقت یابی است، استفاده از یک روش تحقیق مناسب می باشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی آسان و دقیق جهت پاسخ به پرسشهای تحقیق است (خاکی، ۱۳۷۹: ۱۴۲- ۱۴۳ ). بدون روششناسی علمی نتایج بررسی و تحلیلهای مربوطه معتبر و قابل تعمیم نخواهد بود.
از این رو در این فصل با هدف آشنایی خواننده از نحوه عمل تحقیق سعی میکنیم با توجه به اهداف تحقیق به توضیح روش تحقیق، روشهای جمع آوری اطلاعات، بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه و چگونگی تحلیل آماری بپردازیم.
۳-۲) فرایند انجام تحقیق
در شکل ۳-۱ نمودار فرایند تحقیق آمده است.
شکل۳-۱: نمودار فرایند انجام تحقیق
۳-۳) روش تحقیق
روش عبارت است از مجموعه راههای رسیدن به مقصود، لذا هر پژوهشگر پس از تعیین و تنظیم موضوع باید در اندیشه گزینش روش پژوهش باشد. هر محققی با توجه به اهداف، ماهیت پژوهش و ادوات کاربردی، میتواند یک یا چند روش را برگزیند. با توجه به نکته فوقالذکر تحقیق پیش رو پژوهشی کاربردی است چرا که نتایج به دست آمده از این مطالعه قابل استفاده در سازمان های منتخبی است که مورد بررسی قرار گرفته اند؛ از نظر جمع آوری دادهها دارای روش توصیفی است؛ چرا که هدف پژوهشگر از انجام این روش جمع آوری دادههای عینی، واقعی و منظم بوده است. و از آن جهت که پژوهشگر نمونهگیری، به طریق میدانی به پژوهش و مطالعه پراکندگی و سایر مشخصات نمونه میپردازد از روش پیمایشی استفاده شده است.
۳-۴)متغیرهای تحقیق
متغیر: شامل هرچیزی است که بتواند ارزشهای گوناگون ومتفاوت بپذیرد. این ارزشها می تواند در زمان های مختلف برای یک شخص یا یک چیز متفاوت باشد یا اینکه دریک زمان برای اشخاص یا چیزهای مختلف تفاوت داشته باشد (سکاران، ۱۳۹۰: ۸۲).
متغیرها بر اساس نقشی که در پژوهش برعهده دارند به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) متغیرمستقل: متغیری است که متغیر وابسته را بصورت مثبت و منفی تحت تاثیر قرارمی دهد (دانایی فرد ودیگران، ۱۳۸۳: ۱۲۸)، در این پژوهش مولفه های هوش معنوی به عنوان متغیرمستقل در نظرگرفته شده اند.
ب) متغیر وابسته: متغیر اصلی مورد توجه محقق است. هدف محقق آن است که تغییرپذیری متغیر وابسته را تشریح و پیش بینی کند(همان: ۱۲۶)، در این پژوهش متغیر هوش معنوی به عنوان متغیر وابسته درنظرگرفته شده است.
۳-۴-۱) عملیاتی سازی متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل این تحقیق مولفه های هوش معنوی کارکنان می باشد که شامل موارد ذیل می باشد:
۱) ایمان و اعتقاد به الوهیت: برای این مولفه گویه های ذیل در نظر گرفته شده است که درسوالات یک تا چهار پرسشنامه آورده شده است:
حضور خداوند در زندگی و کار،
ایمان به لطف و عنایت خداوند نسبت به خود،
توکل به خدا
ایمان به اینکه تمام امور به دست خداست
۲) هدف و معنا در کار و زندگی: برای این مولفه گویه های ذیل درنظرگرفته شده است که درسوالات پنج تا هفت پرسشنامه آورده شده است:
انجام کارها با هدف خشنودی خدا
اصل بودن اهداف و اعتقادات
تلاش و خدمت در راستای اعتقادات و ارزش ها
۳) خودآگاهی: برای این مولفه گویه های ذیل درنظرگرفته شده است که درسوالات هشت تا یازده پرسشنامه آورده شده است:
درک درک از احساس خود
آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود
حفظ آرامش خود در همه شرایط
دانشگاه آزاد اسلامی واحد جاسب
دانشکده فنی و مهندسی برق
پایاننامه کارشناسیارشد
گرایش قدرت
عنوان
کنترل تولیدات پراکنده در بازار خرده فروشی با روش مونت کارلو
نگارش
سالار ناصری
استاد راهنما
جناب آقای دکتر رضا دشتی
استادمشاور
جناب آقای دکتر وحید امیر
مهر-۱۳۹۳
چکیده
کنترل تولیدات پراکنده و برنامه ریزی آنها یکی از مسائل مهم بهره برداری سیستمهای قدرت است. هدف از این مسأله حداقل کردن هزینه بهره برداری و آلودگی و تامین بار با رعایت قیود بهره برداری میباشد. افزایش تمایل به استفاده از منابع تجدیدپذیر و حرکت به سمت شبکه هوشمند باعث شده است که مسأله کنترل تولیدات پراکنده در بازار خرده فروشی با رویکردهای جدیدتری مورد بررسی قرار گیرد که مسأله عدمقطعیت منابع تجدیدپذیر از مهمترین آنهاست. در این پایان نامه در ابتدا مسأله کنترل تولیدات پراکنده برای هر دو سناریو زمستان و تابستان بررسی شده است. در ادامه به بررسی عدم قطعیت منابع انرژی خورشیدی، تغییرات بار الکتریکی و قیمت برق در بازار خرده فروشی پرداخته شده و یک مدل بهره برداری هوشمند و انعطافپذیر از منابع، بارها و خودروهای الکتریکی تعریف میشود. برای در نظر گرفتن عدم قطعیتهای موجود در مساله، از روش مونت کارلو با نمونه گیری از توزیعهای احتمالی پارامترهای تصادفی استفاده شده و مسأله به ازای هر یک از این سناریوها حل می شود. پاسخ نهایی مسأله میانگین وزنی نتایج حاصل از این سناریوها میباشد.در ضمن برای ارزیابی مساله تصادفی از شاخص ریسک استفاده شده است. یک بهینهسازی پویا قادر خواهد بود تا تولید منابع متغیر با زمان را با حضور منابع تجدیدپذیر و خودروهای الکتریکی در یک شبکه هوشمند پیچیده را اجرا نماید. لذا از الگوریتم بهینهسازی اجتماع ذرات نیز در این پروژه استفاده شده و نشان میدهیم که خودروهای الکتریکی و برنامه پاسخگویی بار در بهره برداری از شبکه هوشمند موثر واقع میشوند.
واژههای کلیدی:
تولیدات پراکنده، ریزشبکه هوشمند، خودروهای الکتریکی، عدم قطعیت، الگوریتم بهینهسازی اجتماع ذرات
فهرست عناوین | صفحه |
۱ فصل اول آشنایی با تولیدات پراکنده و ریزشبکه هوشمند ۱
۱.۱ تولیدات پراکنده ۲
۱٫۱٫۱ تاریخچه تولید پراکنده ۲
۲٫۱٫۱ تعریف تولید پراکنده ۳
۳٫۱٫۱ مزایای تولیدات پراکنده ۵
۴٫۱٫۱ انواع تکنولوژیهای تولید پراکنده ۶
۱.۲ ساختار ریز شبکه ۱۳
۱.۳ معرفی ساختارهای سخت افزاری ریزشبکه ۱۴
۱.۴ آشنایی با مفاهیم اولیه بازار برق ۱۶
۱.۴.۱ تعاریف واژههای کلیدی ۱۶
۱.۴.۲ انواع مدلهای بازار برق ۱۸
۲ فصل دوم مقدمه بر موضوع پایان نامه ۲۰
۲.۱ مقدمه ۲۱
۲.۲ شرح موضوع پایان نامه ۲۳
۲.۳ مروری بر ادبیات موضوع ۲۳
۲.۳.۱ روش یکایک شماری جامع: ۲۴
۲٫۳٫۲ روش لیست حق تقدم ۲۴
۳٫۳٫۲ برنامهریزی پویا ۲۵
۴٫۳٫۲ رهاسازی لاگرانژ ۲۵
۵٫۳٫۲ روش سلسله مراتبی ۲۶
۲.۳.۶ روش از مدار خارج کردن ۲۷
۲.۳.۷ روش استفاده از الگوریتم ژنتیک در مسئله کنترل تولیدات پراکنده ۲۷
۲.۳.۸ روش شبیهسازی آنلینگ ۲۸
این حادثه در پمپهای کنهای به وفور و همچنین در یک چگالنده-تبخیرکننده یا قطعهای از یکی از تجهیزات که در خلأ کار میکنند ممکن است اتفاق بیفتد.
-
-
-
- سیال گردابهای شده باشد
-
- خط لولههای جانبی [۶۸]نزدیک به ورودی پمپ نصب شده باشد
-
- ورودی پمپ دور از سیال باشد که این مشکل در زمانی که سطح مایع خیلی کم باشد یا به اشتباه عدد فشار سنج خوانده شود، اتفاق میافتد
-
-
هر دو عامل تبخیر سیال و نفوذ هوا دربازدهی پمپ تأثیر گذاشته، چرا که رفتن حبابها از چشم پروانه به منطقه پر فشار و ترکیدن آنها و همچنین نفود هوا باعث خراب شدن پره و جدارهی پمپ میشود. تأثیر اصلی نفوذ هوا ،کاهش ظرفیت پیش بینی شده برای پمپ خواهد بود. اگر چه نفوذ هوا و تبخیر، هر دو در مورد محلولهای جداگانه رخ میدهند، آسیبهای نفوذ هوا به شدت آسیبهای ناشی از تبخیر سیال نبوده و اغلب باعث خرابی پمپ نمیشود، اما باعث کاهش ظرفیت پمپ میشود.
یکی از پارامترهای مهم در انتخاب و طراحی توربو ماشینها، سرعت ویژه[۶۹] میباشد که برای پمپها به صورت زیر تعریف میشود:
سرعت ویژهی یک پمپ عبارتند از سرعت دورانی پمپی که دبی واحد را به ارتفاع واحد پمپ کند.
دو رابطه جهت محاسبهی سرعت ویژه وجود دارد [۴۷]که عبارتند از:
برای تعیین نوع پمپ موجود در فرایند دریزو از رابطهی دوم استفاده شده است. که در این رابطه Q، دبی حجمی بر اساس گالن بر دقیقه و HΔ، اختلاف هد ایجاد شده توسط پمپ بر اساس فوت و N سرعت دورانی بر اساس دور بر دقیقه[۷۰] میباشند.
پمپ P-100، پمپی است که از آن جهت برگشت دادن حلال تفکیک شده توسط جداکنندهی سه فازی به درون چرخه استفاده میشود. از این پمپ جهت انتقال دبی جرمی ۵/۴۶۳ (۴۳/۲ گالن بر دقیقه) حلال و سایر ترکیبات هیدروکربنی از فشار ۲/۱ بار به فشار ۵/۲ بار در فرایند Drizo استفاده میشود. لذا با توجه به رابطهی (۴-۴) برای محاسبهی سرعت ویژه و همچنین شرایط پمپاژ خواهیم داشت:
در صنعت، موتورهای الکتریکی موجود در حالت ساده و بدون استفاده از ادوات جانبی همانند جعبه دندهها[۷۱] دارای توان ایجاد سرعتهای دورانی برابر با ۱۴۵۰ و ۲۹۰۰ دور بر دقیقه میباشند، لذا در فرمولهای محاسبهی سرعت ویژه نیز از این دو سرعت دورانی استفاده شده است.
با قرار دادن سرعتهای دورانی فوق در رابطه سرعت ویژه خواهیم داشت:
شکل (۴-۲۷) نشاندهندهی محدودهی انتخاب پمپها با توجه به سرعت ویژه میباشد.
شکل(۴-۲۷): محدودهی انتخاب پمپها با توجه به سرعت ویژهی بدست آمده
با توجه به سرعتهای دورانی انتخاب شده و نیز سرعتهای ویژهی بدست آمده و همچنین استفاده از هندبوکهایی که در زمینهی انتخاب پمپ وجود دارند [۴۷] میتوان به این نتیجه رسید که با توجه به شرایط موجود انتخاب پمپ سانتریفیوژ بهترین انتخاب میباشد.
۴-۱-۶- خطوط لولهی انتقال دهندهی جریان در فرایند دریزو
برای تعیین سایز خطوط لوله، روشهایی محاسباتی وجود دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره میکنیم.
روش اول:
-
-
- محاسبهیSch. No
-
- حدس سرعت با توجه به محدودهی مجاز سرعت جریان در خط لوله (متناسب با تعداد و نوع فاز سیال).
- محاسبهی قطر داخلی با بهره گرفتن از معادلهی ارائه شده در API-RP-14E (معادله ی ۲٫۱ یا ۲٫۱۳).
-
۱۲-همکاری در زمینه حمل و نقل
همکاری در زمینههای حمل و نقل بار و مسافر از طریق دریا و هوا یکی از فرصت ها بین طرفین برای همگرایی است. توسعه خطوط کشتی رانی، تأسیس شرکتهای مشترک کشتیرانی، همکاری در زمینه بنادر، ترانزیت کالا از کشورهای جنوبی خلیج فارس به آسیای مرکزی از طریق ایران از مواردی است که همکاری بین کشورهای منطقه را تسهیل میبخشد.
همچنین این کشورها میتوانند در زمینههای دریایی از جمله لایروبی، تأسیس دانشکدههای دریایی، تأسیس شرکت بیمههای دریایی، احداث کارگاههای مشترک کشتی سازی، ایجاد واحدهای امداد و ایجاد شبکه تأمین و توزیع سوخت کشتیها با یکدیگر همکاری کنند (جعفری ولدانی، ۱۳۸۲، ۱۶۹)
کشورهای خلیج فارس میتوانند از طریق ایران کالاهای خود را به کشورهای آسیای میانه ترانزیت کنند که مسیر ایران مناسبترین مسیر برای دسترسی کشورهای منطقه به آسیای مرکزی است.
با بهرهبرداری از راهآهن بافق مشهد کشورهای خلیج فارس از طریق راهآهن سراسری ایران به آسیای میانه دسترسی پیدا میکنند که مسیر کم هزینه و سریعی برای دسترسی به این منطقه میباشد.
۱۳-توسعه اشتراکی مخازن نفت و گاز مشترک
مخازن اشتراکی نفت و گاز علاوه بر این که به عنوان منبع چالش بین ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس از جمله امارات است میتواند به عنوان عاملی برای افزایش فرصتهای همکاری مطرح شود.
این کشورها میتوانند با بهره گرفتن از تأسیس موافقتنامه توسعه مشترک منطقهای در این راستا اقدام کنند. بدین ترتیب میتوان تأسیس فوق را در قالب همکاری بین دولتها در خصوص اکتشاف و بهرهبرداری از مخازن، میادین یا توده منابع که در تقاطع مرز دو کشور گسترده شدهاند یا در منطقهای با ادعاهای تداخل مرزی قرار دارند.
(کاشانی، ۱۳۸۷: ۲۹).
بنابراین با بهره گرفتن از موافقتنامههای دو یا چند جانبه بین طرفین اختلاف به اصل همکاری در بهرهبرداری مشترک و چگونگی عملی کردن این همکاری بپردازند. این همکاری علاوه بر کمک به حفظ صلح و امنیت منطقه و در نظر گرفتن حقوق همه کشورهای ذینفع در منبع مشترک، حداکثر سازی بهره برداری از منبع، صرفهجوییهای اقتصادی در بخش اکتشاف و استخراج و کاهش قیمت تمام شده نفت استحصالی،
حفاظت منابع و رعایت الزامات زیست محیطی و انضباطی مالی را به همراه دارد. (کاشانی، ۱۳۸۷: ۱۴-۱۳)
علاوه بر این موارد بیتردید انگیزه همکاری در بهرهبرداری مشترک از منابع فرامرزی خودیاری اقتصادی است و برقراری ترتیبات خاص برای رسیدن به آن هدف، هیچگاه دو دولت را در اعمال حاکمیت غافل نمیکند و حق حاکمیتی طرفین حفظ میشود. همچنین اقدامی است در راستای مدیریت بهتر منطقه چرا که برای اجرای موثر موافقتنامه و رسیدن به اهداف آن معمولاً کمیسیونی مرکب از نمایندگان طرفین تشکیل میشود تا وظایفی را که در موافقتنامه برای آن پیشبینی شده است انجام دهد و به تعیین و تقسیم ذخایر اقدام کنند.
۱۴-نقش ارتباطی:
با توجه به رجحان حمل و نقل دریایی بر سایر سیستمهای حمل و نقل، همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است. تنگه هرمز به عنوان بخشی مهم یک سیستم ارتباطی بین سه قاره آسیا، آفریقا، اروپا و همچنین سه اقیانوس بزرگ کبیر، هند و اطلس و نیز شبکههای دریایی خلیج فارس و دریای عمان به خلیج عمان و دریای سرخ و مدیترانه عمل میکند.
نقش ارتباطی تنگه هرمز به عنوان یکی از عوامل سازنده هویت ژئوپلتیکی آن، همچنان باقی ماند، و موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز آن را به صورت نقطه اتصال سیستم حمل و نقل منطقهای خلیج فارس با سیستم بینالمللی درآورده است(امیدوار، ، دوستی، و علیزاده،۱۳۸۸ : ۳۲۹-۳۲۸).
مبادلات تجاری ایران و کشورهای خلیج فارس با کشورهای صنعتی میباشد که الگوی تجاری نامناسبی برای این کشورهاست. البته پتانسیلهای زیادی برای گسترش تجارت بین این کشورها وجود دارد. در طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ ارزش کل صادرات ایران به جهان به ۶۳۲۴۷میلیون دلار رسید.
سهم کشورهای خلیج فارس در جذب کل صادرات ایران از ۷/۳ درصد در سال ۲۰۰۲ به ۳/۴ درصد در سال ۲۰۰۶ افزایش یافته است. همچنین صادرات غیر نفتی ایران به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تا نرخ متوسط رشد ۲۷ درصد به ۲۷۵۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۶ افزایش یافت. رشد صادرات غیر نفتی به شورا بیش از نرخ رشد نفتی بوده است. (۳/۷ درصد).
در سال ۲۰۰۶ از کل صادرات ایران به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، امارات متحده با اختصاص ۶۷ درصد از کل رتبه اول و به ترتیب کشورهای عربستان با ۱۳۱۱، کویت ۹/۱۰، قطر ۷/۳ بحرین ۵/۲ و عمان ۷/۱ هر رتبههای بعدی قرار داشتند.
همچنین واردات ایران از شورای همکاری خلیج فارس حاکی از جایگاه ویژه کشورهای مذکور و به خصوص امارات متحده عربی در تأمین نیازهای وارداتی ایران میباشد و نرخ رشد واردات ایران از این شورها به مراتب بیشتر از کل جهان است.
بررسیها نشان میدهد که واردات ایران از شورای همکاری خلیج فارس ۲۰ درصد از کل نیازهای وارداتی ایران را تأمین نموده است.
بنابراین فرصت توسعه روابط تجاری و اقتصادی بین طرفین از مهمترین عوامل برای افزایش همکاریهای متقابل میباشد.(ثاقب،۱۳۸۶: ۱۵۹-۱۵۵)
یکی از عوامل بالقوه برای افزایش همکاریها، همچنانکه مقامات ایران بر آن تأکید دارند ایجاد منطقه تجارت آزاد بین ایران و شورای همکاری میباشد. زیرا این کشورها از امکانات، توانمندیها و ظرفیتهای کافی برای ایفای نقش سازنده و برداشتن گامهای موثر جهت مدیریت موثر منطقه برخوردارند گاهی برای یکپارچگی منطقهای میباشد.
با ایجاد منطقه آزاد اقتصادی تعرفههای مبادلاتی بین طرفین حذف شده و که باعث افزایش صادرات و واردات و حجم تجارت ایران با کشورهای میباشد.
علی رغم وجود زمینههای توسعه روابط تجاری، حجم تجارت ایران با بیشتر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اندک است.
قرار گرفتن این کشورها در منطقه سوق الجیشی خاورمیانه شرایط سیالی را در کلیه این کشورها حاکم کرده است.
این کشورها از پتانسیل تجاری برای بسط روابط برخوردارند. پتانسیل تجاری میزان تجارتی را که کشورها میتوانند به طور بالقوه با توجه به عوامل تعیین کننده جریان تجارت فیمابین یکدیگر داشته باشند.
وقتی بحث همکاریهای اقتصادی و تجاری بین چند کشور مطرح میشود و کشورها تصمیم به انعقاد موافقتنامهای در این مورد بین خود منعقد میکنند. در اولین گام کشورهای عضو به کاهش موانع تجاری (موانع و تعرفهها) یا حذف موانع تجاری میاندیشند. بنابراین با صادرات مواد کشاورزی و غیر کشاورزی میتوان به مهم دست یافت. در بخش کشاورزی صادرات ایران، تحولاتی چون کاکائو و فرآوردههای آن، فرآوردههای خوراکی، سبزیجات، غلات، چای
بخش غیر کشاورزی: صادرات کفش، سوختهای معدنی و روغنها، صنایع شیمیایی، نمک و دریاچهها
واردات ایران از این کشورها: همکاری زمینه واردات محصولاتی چون: آبگونهها، گوشت
بخش غیر کشاورزی: وسایل نقلیه زمینی، دستگاههای اپتیک و عکاسی، مواد آلی تانسیواکتیو گوگرد(ثاقب، ۱۳۸۶: ۲۲۰)
علاوه بر متغیرهای اقتصادی عوامل سیاسی نیز در زمینه تعیین سطح روابط تجاری مؤثرند. کشورهای ایران و شورای همکاری خلیج فارس، واقع در منطقه بر تحولی خاورمیانه از شرایط خاصی برخوردارند که در مجموع به نبود امنیت و ثبات در آنها ختم شده است. با توجه به درجه بالای خطرپذیری سیاسی و اقتصادی این کشورها، دولتهای دو طرف در صورت تمایل تشویق تجار خود به افزایش روابط تجاری باید اقدامات حمایتی و تضمینی مناسبی را برای حمایت از توسعه روابط تجاری انجام دهند.
با توجه به فاصله جغرافیایی بسیار اندک میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس و وجود ظرفیتهای خالی تجاری، زمینه مناسبی برای توسعه روابط متقابل ایران و کشورهای مزبور فراهم میشود، که منافع بیشتری برای ایران و شرکای تجاری آن خواهد داشت.
فصل چهارم
چالشها و واگراییها
همانطور که قبلا گفته شد، چالش در لغت به معنی مبارزه طلبی و رقابت کردن میباشد و بیان کننده وضعیتی است که دو کشور با یکدیگر از پیش اختلاف دارند و یکدیگر را تهدید میکنند. چالش در مقابل تنش است یعنی دو کشور با یکدیگر از قبل روابط ناسازگاری دارند. وجود اختلاف قبلی سبب بروز چالش میشود و طرفین یکدیگر را به اقدامات دیپلماتیک و نظامی تهدید میکنند واین به واگرایی و گسست در روابط بین کشورهای یک منطقه یا مناطق دیگر میشود.
در فصل قبل به بررسی فرصتها و عوامل همگرا بین جمهوری اسلامی ایران و اعضای سازمان شورای همکاری خلیج فارس پرداختیم، در این فصل به بررسی چالشها و عوامل واگرا در روابط کشورهای مجاور خلیج فارس میپردازیم که تاثیر بیشتری بر روابط کشورهای مذکور دارد.
۱-اختلاف ایدئولوژیک(داخلی-فرهنگی)
منشأ بیشتر منازعات در خلیج فارس تضادهای ایدئولوژیک است. در خاورمیانه و به طور اخص در حوزه خلیج فارس، ایدئولوژی از پایه های مهم سیاست کشورها محسوب می شود. ایدئولوژی هایی مثل بئثیسم ، وهابیسم ، اصول گرایی اسلامی ، ناسیونالیسم عربی که هر چه بیشتر به منازعات این کشورها دامن زده است. نمونه این تعارضات ایدئولوژیک را می توان در میان ایران و عراق دوره صدام ، و عربستان ملاحظه کرد. عربیسم و اسلام گرایی به همان اندازه که ایده های نزدیک به یکدیگر دارند رقیب یکدیگر نیز می باشند. ناسیونالیسم عربی بیش از آنکه موجب همکاری بین اعراب شود رقابت بین آن ها را افزایش داده است. این مورد در روابط بین کشورهای اسلامی نیز قابل تعمیم است(جعفری ولدانی، ۱۳۸۸: ۳۰).
۱-۱تفاوت ساختارهای قومی و مذهبی:
منازعات قومی و مذهبی در منطقه از عوامل مهم چالش در منطقه محسوب می شود و بسیاری از منازعات داخلی علاوه بر بی ثباتی داخلی، منطقه را نیز تحت تاثیر قرار می دهد(حق پناه:۱۳۸۹: ۸۲). به طور مثال:
می توان به وجود شیعیان در عربستان و بحرین و تاثیر آن بر ثبات داخلی این کشورها و همچنین تاثیری که بر امنیت منطقه و روابط این دو کشور با ایران اشاره کرد.
البته باید اشاره کرد که وجود هویت های گوناگون به خودی خود عاملی نیستند که تبدیل به موضوع امنیتی شوند. هویت های مختلف وقتی به یک موضوع امنیتی تبدیل می شوند که دیدگاه سلبی (حذفی) نسبت به یکدیگر داشته باشند و موجودیت خود را در نبود دیگری تعریف کنند(دهشیار، ۱۳۸۲: ۳۱). در این مورد می توان از هویت شیعی در برابر هویت سنی ، هویت عربی در برابر هویت ایرانی نام برد.
مذهب، یکی از مهمترین عناصر ساختار فرهنگی ایران است که در متن هویت جامعه ایران نقش تعیین کننده دارد. ۹۳ درصد از مردم ایران پیرو مذهب شیعه هستند. ویژگیهای متمایز کنندهی تشیع در ارتباط با تسنن نه فقط در مبانی، بلکه در روحیه و نگرشهایی که در مسیر تاریخی این موضوع، که شیعه را در تاریخ اسلام و عقاید اسلامی تشخیص بخشیده است و نسبت به اعراب احساس برتری دارند(فولر، ، ۱۳۷۳: ۲۶)
از طرفی ایرانیان به اعراب به عنوان رقیب مینگرند، عنصر تاریخی شکل دهنده به تصور ایرانیان از اعراب به اعصار گذشته برمیگردد.
بعد از انقلاب اسلامی ایران نیز این خصومت بیشتر شد و جبههبندی عربستان و سایر اعراب علیه ایران در جنگ ۸ ساله تجلی یافت و همچنین کشتار زائران ایرانی در سال ۱۳۶۶ در عربستان ، در مجموع ساختارهای قومی و مذهبی ساختارهای چالش زایی در روابط طرفین میباشند و در شرایط بحرانی این اختلاف به سرعت تحریک میشوند و تأثیر منفی بر روابط طرفین دارد.
بنابراین مذهب شیعه و ناسیونالیسم ایران در برابر مذهب اهل سنت به ویژه شاخه افراطی وهابی و ناسیونالیسم عربی قرار میگیرد که تاثیر مهمی بر روابط کشورهای منطقه با ایران دارد.
۱-۲- ناسیونالیسم:
در آغاز قرن بیستم سه جریان ناسیونالیسم عربی، ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم ترکی در منطقه خاورمیانه شکل گرفت، ناسیونالیسم عرب و ترک در پی تأسیس یک دولت جدید مبتنی بر گروه قوی خود بودند اما ناسیونالیسم ایرانی ماهیت قومی نداشت و دنبال بیداری و آگاهیهای و بازسازی نظام سیاسی ایران بود(لاندو،۱۳۸۲: ۸).در واقع، ناسیونالیسم ایرانی ترکیبی بود.
تاکید بر میونهروی و دوری از زیاده روی و کوتاهی تا اونجاست که طبق دینکرد زیاده روی و و کوتاهی رو عامل بر هم زننده جهان مینوی می شه.[۳۶۲] در مقابل میونهروی باعث زندگیه:
EN-?z EdoN kU az paymANigih fCoNICN, Ud az fCoNiCN , Ud az cIC xwEC NIgAh dACTaN bawaNdagih, Ud az bawaNdagiH rAdih, Ud az rAdih frAxwih, Ud az frAxwih ziNdagih bawEd.
این هم اینطوریه که از پیمان سازگاری و از سازگاری [چیز خود نگاه داشتن] و از چیز خود نگاه داشتن کمال و از کمال رادی و از رادی فراخی و از فراخی زندگی باشه.[۳۶۳]
فصل چهارم
اخـلاق کاربـردی در اندرزنامههای پهلوی
۱٫ چیستی و چگونگی اخلاق کاربردی
اخلاق کاربردی[۳۶۴] یکی دیگه از شاخه های علم اخلاقه. این رشته از اخلاق به صورت نظاممند الان اون، در قرن بیستم میلادی و در دهۀ هفتاد مورد توجه محققان قرار گرفت. با این حال از عهد باستان تا نیمۀ دوم قرن بیستم هم در میان عقاید فیلسوفان و حکماء به صورت جسته و فرار کرده میتوان اشاره هایی رو به اخلاق کاربردی پیدا کرد. وقوع جنگها، خشونتها و بی عدالتیهای جورواجور در نیمۀ دوم قرن بیستم تا کنون باعث شد تا از اهمیت نگاههای کلی و ذهنی به اخلاق کم شده و بیشتر بر کاربرد اخلاق در زندگی انسانی تمرکز شه. از اینرو محققان تعاریف مختلفی رو از اخلاق کاربردی ارائه دادن که بعضی از اونها عام و بعضی به صورت جزیی هستن. مثلا آمده که اخلاق کاربردی یعنی کاربست نظریه های اخلاقی کلی در موضوعات اخلاق که با بیطرفی همراه شه. در تعریف کلیتر هم گفته شده که اخلاق کاربردی یعنی هر گونه کاربست انتقادی روشهای فلسفی واسه امتحان تصمیمات عملی اخلاقی و روبرو شدن با مسائل، رفتارها و سیاستهای اخلاقی در حرفهها، تکنولوژی و حکومت و چیزای دیگه ای به جز اینا.[۳۶۵] به دیگر بیان، رسالت اخلاق کاربردی، جا انداختن اخلاق در بستر جامعه س.
اخلاق کاربردی رابطه مستقیمی با اخلاق هنجاری داره؛ چون اخلاق هنجاری تلاش داره تا اصول اخلاقی و معیارهای خوب و بد، درست و نادرست و وظیفه رو به دست آورد که خود بستری واسه هنجارهای اخلاقی کاربردیه. از اینرو اگر تفکری براساس نتیجه یا وظیفه و یا فضیلت شکل گیرد، مطمئنا در تصمیم گیری اخلاقی میتونه اثر گذار باشه. مثلا اگه میان دو کشوری که جنگ در گرفته صلح برقرار شه، غایتگروان خواهند گفت که وقتی میتوان به این صلح معتقد بود، که این صلح واسه مردم خیر رو به همراه آورد و هروقت صلح خالی از این فایده شد، میتوان اون رو نقض کرد. در برابر قانونگرایان خواهند گفت که وفای به عهد از اموریه که ذاتاً خوبه و از اینرو نباید مصلحتاندیشی رو در این مورد وارد ساخت. یا این که مریضی به دکتر مراجعه کرده و دکتر میفهمد که اون به زودی خواهد مرد. در این حال اگه واقعیت رو به اون بگه اون رنج میبره و اگر این حقیقت رو از اون مخفی کنه، به بیصداقتی متهم می شه. یه سودگرا که معتقد به جفت و جور آوردن بیشترین سود و کم کردن درد و الم انسانیه، حکم به مخفی کردن این مریضی میدهد و در مقابل یه وظیفهنگر براین باور میشه که راستگویی یه اصله، و باید راست گفت ولو اونکه افلاک به هم ریزد، پس در این مورد باید راستگو بود و حقیقت ماجرا رو به مریض باید گفت. یه فضیلتگرا هم میگه که باید به عامل نظر کرد. اگه عامل فضیلتمند باشه، عمل هم فضیلتی میشه و اگه نه رذیلتی میشه.
همونگونه که اشاره داشتهان، اخلاق کاربردی دارای چند ویژگیه که اون رو از دیگر رشته های اخلاق جدا میسازه. یکی از این ویژگیها پرداختن به جزییات اعمال و زمینه های اونهاست. یکی دیگه هم توجه مستقیم به موضوعات عملی و کاربردیه. اخلاق کاربردی هم اینکه تلاش داره تا راه حلی کاربردی رو در حل مسائل و کانون بحرانهای اخلاقی پیدا کنه و از این رو به نقطه نظرهای جدید که بوجود آمدۀ از تکنولوژی هستن هم می پردازه. اخلاق کاربردی تلاش داره تا پاسخی نوین و عملی به اختلافات اجتماعی و بعضی مسائل چالشی دیرین دهد. و دست آخر اون که اخلاق کاربردی همتش نهادینه ساختن اخلاق در میان جوامع و گروه های خرد و کلانه.[۳۶۶]
سنت اندرز، در ایران هم به خاطر همهگیر کردن اخلاقیات صورت پذیرفته س و همونگونه که قبل از این گفته شد، در اندرز قرار بر رشد آدمی از سطح معرفت به سطح آدم فضیلتمنده. از این رو در این اندرزها علاوه بر موضوعات اخلاق فردی و تربیتی از موضوعات بهداشتی، زیست محیطی، اخلاق شهریاری، آموزش و تربیت، شهروندی و چیزای دیگه ای به جز اینا هم سخن به میان آمده. اصرار بر این مسائل کاربردی با بوجود اومدن اسلام از بین نرفت و بعدا در بستر اسلام آثاری چون مرآۀ الامراء و نصیحه الملوک، نوادر الطبیّه و ابواب فقهی دور و بر حقوق الحیوان و حقوق الدابه، خلق گردید.
موضوع تاریخ و چگونگی شروع مشاغل و حرفهها از موضوعاتیه که پیدا کردن تاریخ دقیق و موثقی واسه اون سخت میکنه؛ اما چیزی که مشخصه اینه که ایرانیان مثل دیگه آریاییان مردم رو به طبقه های اجتماعی تقسیم میکردن. روحانیون اولین طبقه از این اجتماع بودن و در طبقه دوم پادشاهان قرار داشتن و طبقات بعدی شامل کشاورزان و صنعتگران بود یکی از راه حلهای اخلاقی جامعه، همون مسئله طبقه و کاست اجتماعی بود. به نظر می آید که پس از داریوش هخامنشیان کمکم حرفهها در ایران رواج پیدا کردن و دین زرتشتی هم میباید واسه اونها راه حلی اعتقادی و اخلاقی مییافت. از این رو دو طبقۀ ارتشتاران و روحانیان که از اهمیت بیشتری بهره مند بودن، مورد دقت بیشتری واقع شدن و طبقات بعد هم در پایین واقع شدن. باحال اون که تصور دین- دولت با برافتادن ساسانیان از بین نرفت و پس از اسلام هم ما تماشاگر ظهور و بروز این اندیشه در میان آثار اخلاقی بعد از اسلام بودهایم. مثلا در متنی اخلاقی به نام «فرائد السلوک فی فضائل الملوک» که ً در ۶۱۰ هجری نوشتن پیدا کرده اومده:
آفریدگار با نگاهی از سر احسان، گروهی از آدمیان رو جدا از هم کرد، اونا رو به لطف خاص خود محاصره کرد و نور نبوت رو بهش ارزانی فرمود و قبای مأموریت روحانی رو بر قامتشون پوشوندین. آفریدگار هم اینکه از راه مشیت حکیمانۀ خود گروهی از بندگان خود رو انتخاب کرد و ایشون رو به افتخار عقل از بقیه جدا ساخت و به زیور فرّ الهی آراستهشون کرد و پرتو فر شهریاری رو بر ایشون افکند و اونا رو در جبروت کبریایی جای داد.[۳۶۷]
در ادامه نویسنده درباب توجیه اخلاقی اعمال پادشاهان اعلام میداره که خدا به اونا شمشیر داده تا که با شمشیر بُرّان خشم، سر از تن هرکی که از اون راه منحرف شه و رهنمودهای پیامبر رو ندیده گیرد جدا کنن و با شمشیر داوری دُر و گوهر بستُرند.
با در نظر گرفتن اهمیت شهریاری بیشتر اندرزهای عملی به این طبقه اختصاص داره .اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین این که اندرزهای بسیاری وجود دارن که مخاطب اونها میتونه گروههایی از مردم جور واجور باشه، اما چیزی که کار رو کمی سخت میکنه اون هستش که در خیلی از موارد مخاطب اندرزها مشخص نگردیده س، پس دسترسی به اخلاق حرفهای این اندرزها رو با سختی مواجه میسازه. از این رو باید به دنبال راه حلهایی بود تا این اندرزها بیرون اومده و مشخص گردند. یکی از این راهکارا توجه دقیق به کلمات اندرزیه که در هر اندرز به کار رفته. این بدون جهته که در تاریخ ساسانیان که همزمان با فارسی میانه س منصبهایی چون، روحانیت، قضات، موبدان و هیربدان، معلمان، جنگاوران، کارکنان ادارات، پزشکان، شعرا، اختر شناسا، کاتبان و نویسندگان و مشاغل مربوط به طبقۀ کشاورزان و صنعتگران وجود داشته که در بررسی اندرزها باید اونها رو در نظر داشت. نقطه نگاه دیگه رو باید در فضای عمومی حاکم بر هر شغل یافت. مثلا کتابت با گزارهای اخلاقی چون صداقت و رازداری در ارتباطه. پس هرجا که نامی از صداقت و یا راز داری به میان آمده باید دقت شه که در اندرز مواردی دیگه رو که به اخلاق حرفه ای در کتابت اشاره دارن میتوان یافت یا خیر؟
در ادامه تلاش میشه تا چگونگی اخلاق کاربردی به کار رفته در این اندرزها رو بررسی کنیم؛ اما قبل از ورود به اینجور مطلبی میبایست کمی دور و بر صفات و سجایای اخلاقی که اندرزنامهها بدون پرداختهان اشاره شه و بعد سرفصلهای اخلاق کاربردی این اندرزها مورد بررسی بیشتر قرار گیرند.
اندرزهای پهلوی به صورت گسترده در صدد بیان و تبیین صفات اخلاقی هستن. اصولی چون راستگویی، میونهروی، رادی، خوبی، کوشایی، کمال، عدالت، قناعت، سازش، سخاوت، بهدینی، دوستی، دلیری، شرم، خوشحالی و راضی بودن، مهر، دلسوزی، بخشش، شادی و خرمی، مشورت، پاکیزگی، محبت نسبت به همسر، آبادانی، شهادت درست، عهد و پیمان، دستگیری، پادشاهی خوب، قیام واسه نابودی دشمنان، آزاد مردی و بزرگ مردی، دادستانی، مردمداری، رادی، خواستاری فرهنگ و صفات بسیار دیگه، همه بر این اشاره دارن که آدمی واسه نجات باید راه اخلاق رو بپیماید. این وسط خیلی از این صفات باید زیر نظر بعضی اصول و مفاهیم کلی قرار گیرند.
در نظام اخلاق کاربردی اندرزنامهها چگونگی قرار گرفتن این اصول بیان نشده، با این حال اندرز دهنده در بعضی از موارد خود این اصول رو به روشنی ذکر کرده و در یه سری های دیگه هم به کمک قرائنی میتوان این اصول رو استخراج کرد. اما طرفۀ سخن در این اندرزها اون هستش که در اندرزها قراره آدم، در آخر روح خود رو بپروراند و از این ره ایزدان رو کمک کرده و خیر رو واسه گیتی و تموم موجودات خوب به ارمغان آورد. به دیگر بیان، در اندرزنامهها از یه جور صفات اخلاقی نام برده شده که اونها رو میتوان در زیر اصول کلیتری مثل دین، خردورزی، میونهروی، کوشایی، اختیار و اصول دیگری مثل این یافت. خود این اصول هم میباید تو یه جهت به کار بسته شن و اون نجات روونه. چیزی که در ادامه میاد در واقع تلاشیه واسه نمایاندن این واقعیت که اخلاق، رکنی اساسی در فهم جامعه زرتشتی باستانه. رکنی که حتی واسه نوشتن تاریخ فرهنگ و تمدن و حتی سیاست این مرز و بوم هم نباید از اون غافل بود.
۲٫ اخلاق شهریاری
اندرزهای شهریاری یکی از مهمترین جلوههای اخلاق شاهانه در ایران باستانه. در اندیشه مزدیسنی شهریاری با ایزد خشثره در هم تنیده شده. ایزدی که ما از اون به عنوان شهریور یاد میکنیم، ایزد آسمون و فلزات هم هست که با جنگاوران رابطه تنگاتنگی داره. ً اون در شروع با جنگ در رابطه بوده ولی در بندهش اون به عنوان ایزد حامی فقرا و بیچارگانه.[۳۶۸] اما به صورت کلی میتوان گفت که خشثره وظیفه اش دفاع از شهریاریه تا با کمک اون صلح رو نگه داشته و دین رو کمک دهد.[۳۶۹] در سنت زرتشتی و از همون اول پیدایش این دین، گشتاسب دین زرتشت رو قبول می کنه و تلاش در پیشرفت اون داره. همین امر هم خشم ارجاسب رو برانگیخته و گشتاسب مجبور به جنگ با ارجاسب میشه.
اندیشه توأمانی دین و دولت بخش اساسی حکمرانی در ایران به حساب می آید. این همراهی به روشنی در سخنان پادشاهان ایرونی ذکر گردیده. مثلا، داریوش هخامنشی پیروزی خود رو مدیون کمک اورمزد و مغان میدونه.[۳۷۰] در دوران ساسانی هم دین مظهر و تاج شاهان ساسانیه. اونا بازم که خود رو موظف به ایجاد نظم و عدالت میکردن، خود رو هم پاسداران دین میپنداشتند. اردشیر اول گوید:
بدون که دین و شاهی همراه یکدیگرند و یکی از دیگری بی نیاز نیس. دین پایه ملکه و ملک نگهبان دینه. هرچه رو پایه نباشه معدوم شه، هرچه نگهبان نداشته باشه پوچی گیرد.[۳۷۱]
در سنت زرتشتی، دین تو یه نفر و شهریاری هم تو یه نفر گرد آمده. اگه پادشاهی از اونِ جم، گرشاسب و اردشیر بوده وظیفۀ دین هم بر دوش زرتشت و آذرباد مهراسپندان و تنسر و کرتیر قرار داشته. اما ً تو یه مورد میتوان نشانی یافت که دین و دولت تو یه شخص گرد آیند. طبق فرجامشناسی زرتشتی تنها سوشیانسه که دین و دولت هر دو رو با همدیگه داره. با تموم این تفصیلات توأمانی دین و دولت موضوعیه که در کتابهای پهلوی از اون غفلت نگردیده س. مثلا در گزیدههای زادسپرم[۳۷۲] و دینکرد سوم[۳۷۳] به ضرورت این تعامل اشاره گردیده. دینکرد سوم در توضیح این ماجرا میگوید:
Abar xwadAyih Ud dEN NIgEz i w?h-dEN
hAd xwadAyih dEN Ud dEN xwadAyih ] ham-[ d?hAN asTih. Az w?h-dEN NIgEz.
aNdar hAN wAzag awECN-?z haNbasAN kEC padEC ham-dAd?sTANih pad hAN i-CaN xwadAyih abar dEN. dEN abar xwadAyih wINArdagih kEC, oh-?z w?hAN-dEN fragAN-bUN wAzag AsTawANih abar ohrmazd-baNdagih, m?hENICN i dEN EwAg az dId a-wIsANICN.
Er xwadAyih m?hNIdArih az dEN, ohrmazd baNdagih mazdEsNIh ] i[ dEN az xwadAyih. U-CAN abEr-Tar brAzICN sud ] i[ m?hEN o dAmAN. Pad hamih i xwadAyih Ud w?h-dEN, rAsT xwadAyih: Ud pad hamih] i[ w?h-dEN Ud rasT xwadAyih. w?h-dEN ]Ud xwadAyih[ ham-NAf.
c?oN xwadAyih dEN ] Ud[ dEN xwadAyih ]ham-[ d?hAN, aoN a-xwadAyih ag-dENih-?z U dag-dENih a-xwadAyih-?z.
درباره پادشاهی و دین از توضیح دین بهی.
پادشاهی دین و دین و پادشاهی هم میهنان یکدیگرند. از نگاه دین بهی.
دربارۀ این موضوع حتی کسایی که عقیدۀ متفاوت دارن با همدیگه همسخنان که پادشاهی بر شالودۀ دین ساخته شده و دین بر شالودۀ پادشاهی. پس آموزۀ مربوط به بنیاد دین بهی اون هستش که هیچ جداییای میون این دو چیز وجود نداره: اعتراف به بندگی اورمزد و گستراندن دین.
دینگستری ایرانیان از دینه؛ (که باعث می شه) مردم بندگان اورمزد باشن و مزدایی بودن دین از پادشاهی باشه. درخشش والای اونها سود فراوانیه که واسه آفریدگان دارن. فقط با آمیختن پادشاهی و دین بهی، پادشاهی برپاست. با آمیختن دین بهی و پادشاهی راست، دین بهی (و پادشاهی) خویشاوند شن.
هم اینکه چون پادشاهی دین و دین پادشاهی هم میهن یکدیگرند، پس نبود حکومت و بد دینی، و بد دینی و نبود حکومت هم (هم میهن همدیگه) هستن.[۳۷۴]
اخلاق شهریاری به دنبال جواب به دو سؤال اساسیه؛ یکی این که کی باید حکومت کنه؟ و دیگه اون که چیجوری باید بر مردم حکم راند؟ این دو سوال، که سؤالهایی هنجاری ان و چون در سیاست هم از اونها بحث می شه، به محلی واسه تلائم اخلاق و سیاست تبدیل شده.[۳۷۵] در اندیشۀ مزدیسنی، شهریاری میتونه خوب یا بد باشه. چون آدم امکان خوب و بد شدن رو داره. از این رو در سنت زرتشتی فرمانروایان خوب از موهبتی الهی به نام فرّ کیانی بهره مند بودهان. فرّ کیانی، توجه خاص اورمزد به یه فرمانروا رو میرساند، پس شهریار وظیفه ای بس سنگین داره. همونگونه که در میدون جهان کبیر اهورهمزدا شهریاری رو داره،[۳۷۶] در میدون جهان صغیر هم آدم موضوع اصلیه، پس باید واسه اداره جامعه هم زمام کار بدست شهریاری باشه. چون جامعۀ بدون شهریار، بینظم میشه که خود خلاف حکمت و خواست الهی و نظم اشهه.[۳۷۷] پس حاکم از اونو که حافظ نظمه، باید مورد توجه خاص اورمزد باشه. به بیان دیگه پادشاهی خوب وظیفه داره تا از جهان اورمزدی دفاع کنه. وقتی که شهریاری به شاهی خوب رسد، نتیجهاش رامش و آسایشیه که به برکت اون شاه ایجاد میشه. اینجور شاهی رستگاری و شکوهمندی واسه همه رو به ارمغان میاره. در متنی پهلوی پادشاه، مسئول تن و روان آدمها دونسته شده؛ چون به دلیل نیکویی شهریار تن مردم پاییده میشه و به دلیل خوبکامی شهریار، روان مردم رستگار میشه. برآیند اینجور پادشاهی راهبری درست جهان و آبادانی اون میشه. در نقطه مقابل، از بد نهادی شهریار، تن مردم تباه میشه و از بد نهادی روان اون هم روان مردم به پوچی کشیده می شن و نتیجۀ اون چیزی جز پوچی جهان مادی نخواد بود.[۳۷۸] این بدون دلیله که آیین ایزدی نگاه داشته نمیشه و ظلم و ستم ارزانی جامعه خواهد گردید. پس اینجور شهریاری به عروسک خیمه شب بازی میموند که ادارهاش به دستان اهریمنانه. از همین جاست که اندرزهای پهلوی هم بر مسئلۀ شهریاری خوب بسیار تأکید دارن تا اونجا که اندرزبُدان رو به درون دربار شاهی وارد کرده و قرار رو بر اون گذاشته که شاهان همیشه از مواعظ اونا بهره جویند.
با جستجو در اندرزنامهها می بینیم که از اخلاق شهریاری در سه بخش سخن به میان آمده. یکی رابطه شهریار با خود و صفاتی که باید در درون شهریار موجود باشه و دیگری رابطه شهریار با رعایا و بخش سوم اخلاق جنگ و صلحه. که امروزه بیشترً این بخش جدای از بخشهای دیگه مورد بررسی قرار میگیرد. در این نوشته ما هم سنت متأخر رو پذیرفته و اون رو جداگونه مطرح انجام میدی.
۱٫۲٫ اخلاق شخصی شهریار
یکی از ویژگیهایی که یه شهریار باید دارای اون بوده و واسه اون تلاش کنه، خرده. در گاهان، اورمزد با نام اهورهمزدا شناخته شده که ترکیبی از دو واژه اهوره و مزدا به معنی سرور داناییه. از این رو لازمۀ شهریاری خوب هم، خردمندی و خردورزیه. چون شهریار در مقام ایزدیه و صلاح و فساد اون سرنوشت اقلیمی رو عوض انجام میده. اورمزد با خرد خود عالم رو خلق میکنه، پس شهریار هم در تلاش های خود واسه آبادی جهان هم باید اسلحه خرد رو به دست گیرد. از پایهً حضور مشاوری خردمند در کنار یه پادشاه هم که چیزی اساسی میکرده، بر همین موضوع تاکید داشته.
شهریاری از زاویۀ دید اندرزنامهها موهبتی الهیه که پیش شهریاران خوب به ودیعت گذارده شده. شهریاری چیزی گیتویه که با انجام کار خوب میشه روان رو نجات داد و مینو رو خرید. پس شاهنشاه همیشه باید در خاطر داشته باشه که هر کار اون در عالم اثر خواهد گذراد.
یکی دیگه یاد کردنِ همیشگیِ شهریاری نپایندهه؛ چون به دلیل یادآوردِ [همیشگی] شاهنشاه به نپایندگی شهریاریه که کشوربانان دانا [بی]بهره بودن شهریاری نپاینده رو در برابر از اونِ خود کردن روانِ پاینده هیچوقت فراموش نمی کنن(a-moCICNih) [از اونِ خود کردنیای که با] جفت و جور آوردن آبادانی فراخ، [یعنی] خوشحالی و راضی بودن همهگیر و سترگ بر جهانیان [زیر فرمون] شاهنشاه (oy dahIB?d) شدنیه.[۳۷۹]
در متنی دیگه گفته شده که:
این [است] که در پادشاهی و توانگری مست نباش چه همیشه خوب[ی] از این رو به اونو بشه و گزند و نیازمندی بیشتر به کسی رسد که در پادشاهی و توانگری مست شه.[۳۸۰]
در مینوی خرد هم آمده: «به قدرت اعتماد مکن چه آخرسر بیقدرت بایدت بودن».[۳۸۱]
شهریاران باید از خاندانهای نجیب باشن تا بتونن مورد پسند جامعه شن. در شهریاری نژاد اصلی بسیار مهم محسوب شده که چیزی وراثتی و نه اکتسابیه.[۳۸۲] در اندرزها گفته شده که اصالت جوهرۀ شهریاریه،[۳۸۳] اما با این حال پادشاهی خوب از دین جدا نیس و پادشاه باید یکی از معتقدان به دین باشه. واسه نمونه در اندرزنامهها، فردی واسه پادشاهی مناسب دونسته شده که دشمنی با زرتشت نداشته باشه [۳۸۴]و دیندار و دینیار باشه.
بعضی صفات دیگه که اندرزها واسه پادشاهان بر شمردهان از این قرار میباشه. پادشاه اصل مشورت رو فهمیده و خود رو مجبور به اون بدونه. خوب فرمانی اون موجب خوب بهرهایاشه[۳۸۵] از نشونههای اینجور شخصی اون هستش که خود رو مجبور به مصاحبت و همنشینی با نیکان میدونه.[۳۸۶] اون موقع گماردن مأموران باید ویژگیهای اخلاقی رو دید کنه. مثلا واسه پیغام رسانی باید راستگویی دید شه.[۳۸۷] یا واسه منصب رییس زندان، بزرگِ مردم و مردی حواس جمع رو انتخاب باید کرد و از انتخاب کردن آدم بیرحم رو واسه زندانبانی دوری کنه.[۳۸۸] پادشاه نباید عجول باشه، مخصوصاً در پادافره مجرمان.[۳۸۹] شهریار شخصی مدیره پس اون رو تدبیر شاید.[۳۹۰] از رذائل اخلاقی مثل کبر و غرور،[۳۹۱] خشم،[۳۹۲] بی رحمی و استبداد،[۳۹۳] زیاده روی و کوتاهی،[۳۹۴] آز، خشونت به دوره.[۳۹۵]
عیب نظامیان ستم و آزار و پیمانشکنی و نابخشایندگی و خشونت و تکبر و تحقیر دیگرونه.[۳۹۶]
یا در جای دیگه آمده: