فصل پنجم:خلاصه بحث و نتیجه گیری
منابع:
پیوستها:
چکیده
هدف از این تحقیق، تعیین رابطه بین دارایی، بدهی، جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی با چسبندگی هزینه بوده است. تحقیق موردنظر از جهت هدف، یک تحقیق کاربردی است. ازلحاظ نوع طرح تحقیق به جهت تکیهبر اطلاعات تاریخی، پس رویدادی است و روش استنتاج آن استقرایی و از نوع همبستگی میباشد در این راستا از دارایی، بدهی، جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی بهعنوان متغیرهای مستقل اصلی و از وجه نقد عملیاتی و اهرم مالی بهعنوان سایر متغیرهای مستقل استفاده شده است.تحقیق حاضر شامل یک فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی میباشد. جامعه مطالعاتی پژوهش حاضر شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در طی یک دوره پنجساله (سالهای ۱۳۹۲-۱۳۸۸) میباشد. درنهایت با توجه به محدودیتهای تحقیق اطلاعات مربوط به ۱۵۰ شرکت جمع آوری گردید و سپس با بهره گرفتن از جدول مورگان تعداد ۱۱۰ شرکت به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردید. جهت مستندسازی نتایج تجزیهوتحلیل آماری و ارائه راه حل های نهایی، محقق از شیوه آماری با بهره گرفتن از نرمافزار Eviews اقدام به تجزیهوتحلیل سؤالات و فرضیات نموده است.فرضیههای تحقیق با بهره گرفتن از رگرسیون خطی مرکب و آزمونهای F و t تحلیلشدهاندنتایج برآورد رگرسیونی حاکی از رابطه مستقیم بین داراییها و وجه نقد عملیاتی با چسبندگی هزینه بود. بر مبنای این نتایج مشخص شده است که با افزایش داراییها و وجه نقد عملیاتی ، چسبندگی هزینه نیز افزایش یافته است. در صورتی که بین بدهی و جریان نقدی آزاد با چسبندگی هزینه رابطه معکوسی یافت گردید .بر مبنای این نتایج مشخص شده است که با افزایش بدهی و جریان نقدی آزاد ، چسبندگی هزینه کاهش می یابد.
واژههای کلیدی:چسبندگی هزینه، وجه نقد عملیاتی،جریان نقدی آزاد، تولید ناخالص داخلی
فصل اول:
کلیات تحقیق
مقدمه
تولید محصول و ارائه خدمات به مشتریان در زمان معین و کسب درآمد و تحمل هزینهای که در بلندمدت سود معقولی را برای شرکت داشته باشد هدف اصلی واحد تجاری میباشد. جهت تعیین اهداف یک واحد تجاری و استفاده از منابع این واحد جهت دستیابی به اهداف تعیینشده برنامهریزی و کنترل از وظایف مهم مدیران است. مدیران در مرحله برنامهریزی و کنترل جهت پیشبینی سود نیاز دارند از گرایش هزینهها، یعنی چگونگی تغییر رفتار هزینهها آگاه شوند. اطلاعات موردنیاز در این زمینه را نمیتوان به سهولت از صورتهای مالی استخراج کرد. گرایش هزینه به چگونگی واکنش هزینهها در برابر تغییر در سطح فعالیت اشاره دارد بهعبارتدیگر مقصود از گرایش هزینهها، مدلی است که بر اساس آن یک هزینه مشخص نسبت به تغییر در سطح فعالیت واکنش نشان میدهد. با توجه به ادبیات مطرحشده در حسابداری بهای تمامشده و حسابداری مدیریت مدلهای سنتی هزینهها رفتاری متقارن نسبت به تغییرات سطح فعالیت نشان میدهند؛ بهعبارتدیگر متناسب با تغییر محرک هزینه تغییر میکنند. میزان تغییر هزینهها به میزان تغییر در سطح فعالیت بستگی دارد نه به جهت تغییر با توجه به تحقیقات اخیر این ادبیات تغییر کرد و رفتار هزینهها موردتوجه بیشتری قرار گرفته است. در اواخر سال ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ سولومون و استابوس[۱] برای اولین بار به رابطه بین فعالیتها و هزینهها اشاره کردند؛ اما توجه جدی محافل دانشگاهی و حرفهای در سال ۱۹۸۰ به این مسئله بیشتر جلب گردید و بر اساس ادبیات رایج پذیرفتهشده هزینه بر اساس تغییر نسبت به سطح فعالیت به دودسته ثابت و متغیر تقسیم میشوند. هزینههای ثابت فرض میشود که از سطح فعالیت مستقل باشند درحالیکه هزینههای متغیر فرض میشود بهصورت خطی و در تناسب با تغییرات در سطح فعالیت تغییر کنند. در سال ۲۰۰۳ فرض رفتار چسبنده هزینهها توسط اندرسون و همکارانش مطرح شد و ادبیات جدیدی مطرح گردید. این ادبیات چنین استدلال میکند که شدت کاهش هزینهها در اثر کاهش حجم فعالیت کمتر از شدت افزایش هزینهها در اثر افزایش حجم فعالیت است و به نوع رفتار هزینه “رفتار چسبنده” گفته میشود (اندرسون و همکاران، ۲۰۰۳)[۲].
تحقیقات اخیر که بر روی رفتار هزینهها صورت گرفته است نشان میدهد هزینهها به نسبت تغییرات در فروش، تغییر نمیکنند. برای توضیح این مسئله ما میتوانیم بگوییم هزینهها به نسبت افزایش در فروش افزایش پیدا میکنند، اما به نسبت کاهش در میزان فروش کاهش پیدا نمیکنند این هزینههای نامتناسب اصطلاحاً هزینههای چسبنده[۳] نامگرفتهاند. دو تئوری متمرکز بر روی علت وجود هزینههای چسبنده وجود دارد: یکی از تئوریها ارائه میکند که هزینهها بر اثر تصمیمات عمدی و آگاهانه مدیران حالت چسبندگی (حالت نامتناسب بودن) را به خود میگیرند که تحت عنوان ” تئوری تصمیمات عمدی ” نام گرفته است. طبق این تئوری هنگامیکه فروش کاهش مییابد، برخی از مدیران، این کاهش را موقتی تصور کرده و انتظار بازگشت فروش به سطح قبلی را در آینده نزدیک دارند. بنابراین در تصمیمی سنجیده، منابع مربوط به فعالیتهای عملیاتی را در دورههای کاهش فروش حفظ میکنند؛ زیرا اگر منابع در پاسخ به کاهش فروش، حذفشده و در دورههای افزایش فروش، مجدد تحصیل شوند. هزینههای شرکت در بلندمدت افزایش مییابد و تئوری دیگر به این نکته اشاره میکند که هزینههای چسبنده ممکن است در نتیجه عدم توانایی کاهش هزینهها بهاندازه کاهش در فروش، باشد که تحت عنوان ” تئوری تعدیل تأخیری هزینه ” نام گرفته است. مدلهای سنتی رفتار هزینهها (بهعنوانمثال روش حد بالا و پایین و رگرسیون)، ارتباط میان هزینهها و سطوح مختلف فعالیت را بدون توجه به چگونگی تأثیرگذاری اختیاری مدیران در تعدیل داراییهای عملیاتی در دورههای افزایش و کاهش سطح فعالیت شرح میدهند و چسبندگی هزینهها را نادیده میگیرند (نمازی و دوانی پور، ۱۳۸۹).
فرضیههای مختلفی در ارتباط با علت رخداد چنین رفتار چسبندهای در هزینهها وجود دارد یکی از نظریههای غالب، اقدام مدیریت در حفظ ظرفیت بیاستفاده در دورههای کاهش درآمد بهمنظور پرهیز از هزینههای تعدیل ظرفیت تولیدی و کاهش سطح داراییهای عملیاتی است. برخی چنین پدیدهای را از منظر تئوری نمایندگی و انگیزههای شخصی مدیران در حفظ سطح ظرفیت تولیدی در دورههای همچنین به بررسی اهمیت توجه به کاهش درآمد نیز تحلیل کردهاند. پژوهشگرانی نظیر اندرسون، بنکر و جاناکریمان در سال ۲۰۰۳[۴] و بنکر و چن در سال ۲۰۰۶[۵]، رفتار چسبنده هزینهها در ارزیابی عملکرد آتی شرکت و تجزیهوتحلیلهای بنیادی پرداختهاند.
این تحقیق به دنبال آزمون تجربیتأثیر و رابطه علت و معلولی برخی از عوامل مالی از جمله داراییها، بدهیها، جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی بر شدت چسبندگی هزینهها میباشد. پس ما در این پژوهش از متغیرهای مالی که در اینجا عبارتاند از: داراییها، بدهیها، جریان نقدی آزاد و تولید ناخالص داخلی که بهعنوان متغیرهای مستقل اصلی و چسبندگی هزینه بهعنوان متغیر وابسته استفاده میکنیم.
بیان موضوع و مسئله تحقیق
شناخت رفتار هزینه در واکنش به تغییرات سطح تولید و فروش برای مدیریت شرکتها از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهشهای تجربی اخیر درباره رفتار هزینه نشان داده، میزان کاهش هزینهها به هنگام کاهش فروش، کمتر از میزان افزایش هزینهها به هنگام همان میزان افزایش فروش است. به این رفتار هزینهها چسبندگی هزینهها گفته میشود. مطابق یکی از فرضیههای ارائهشده، چسبندگی هزینهها نتیجه تصمیمات سنجیده مدیران است. هنگامیکه فروش کاهش مییابد، برخی از مدیران، این کاهش را موقتی تصور کرده و انتظار بازگشت فروش به سطح قبلی را در آینده نزدیک دارند. بنابراین در تصمیمی سنجیده، منابع مربوط به فعالیتهای عملیاتی را در دورههای کاهش فروش حفظ میکنند؛ زیرا اگر منابع در پاسخ به کاهش فروش، حذفشده و در دورههای افزایش فروش، مجدد تحصیل شوند، هزینههای شرکت در بلندمدت افزایش مییابد. نتایج پژوهش ویس (۲۰۱۰) نیز نشان داده است که رفتار چسبنده هزینهها، دقت تحلیلگران در پیشبینی درآمد را درمجموع کاهش داده که البته با توجه به در نظر گرفتن این مورد که افق پیشبینی و اثرات خاص صنعت این تحلیل را تحت کنترل قرار داده است. با توجه به طبقهبندی هزینهها به هزینههای چسبنده و غیر چسبنده، یافتههای تحقیق ویس (۲۰۱۰) نشان میدهد که دقت تحلیلگران در پیشبینی درآمد برای شرکتهای با رفتار هزینه چسبنده بهطور متوسط ۲۵% کمتر از کسانی است که برای شرکتهای با رفتار هزینه غیر چسبنده تحلیل میکنند. بدیهی است رفتار هزینه نفوذ قابلملاحظهای در دقت پیشبینی تحلیلگران دارد. (ویس،۲۰۱۰)[۶].
بهطورکلی میتوان گفت یک شرکت با هزینههای چسبنده، زمانی که سطح فعالیت کاهش پیدا میکند، کاهش بیشتری در درآمد دارد، درصورتیکه یک شرکت با چسبندگی کمتر، کاهش درآمد کمتری را در زمان کاهش فعالیت نشان میدهد. تحقیق حاضر میتواند کاربردهایی برای مدیران و حسابرسان داشته باشد. یکی از اهم وظایف مدیران کنترل عملیات و امور مالی سازمان است. مدیران باید اطلاعات خوبی برای تصمیمگیری داشته باشند تا با بهره گرفتن از تواناییهای رهبری خود نیروهای شرکت را به اجرای این تصمیمات تشویق کنند. آنها میتوانند با توجه به حساسیت تغییرات هزینه به متغیرهای مالی و اقتصادی سهم هزینههای چسبنده را از کل هزینهها ارزیابی کرده و در اتخاذ تصمیمات مناسب و مقتضی مؤثر باشند. حسابرسان از طریق مقایسه روابط میان اطلاعات مالی و غیرمالی منطقی بودن مبالغ صورتهای مالی را ارزیابی میکنند. آگاهی از نتایج این پژوهش پیشبینی دقیقتر سودآوری شرکتها و پیروان و تصمیمگیری دقیق مدیران و همچنین تدوین بهتر برنامههای آتی شرکت و بودجهریزی را به دنبال دارد و بحث در مورد این مطلب باعث گسترش بحث رفتار هزینهها در حسابداری مدیریت استراتژیک در ایران نیز میشود. با توجه به اهمیت کاهش چسبندگی هزینهها در شرکتها، در این تحقیق به دنبال پاسخ به این مهم هستیم که آیا چسبندگی هزینهها در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران رخ میدهد؟ چه عواملی بر چسبندگی هزینه در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذارند؟