در تحقیقی با عنوان توسعه مجدد زمین های قهوه ای در تورنتو کانادا، ابتدا تعریفی از زمین های رها شده را ارائه می دهد و سپس بیان می دارد که شناخت این زمین ها و برنامه ریزی برای احیای مجدد آنها باعث بهبود کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار در این منطقه می شود .
در تحقیقی دیگر در این زمینه به شرح مفصلی از مزیت های اقتصادی – زیست محیطی و اجتماعی، سرمایه گزاری در زمین های رها شده می پردازد.
Kalberer 2005 در مطالعه ای به عنوان آینده نهفته و در زمین های رد شده ، این فضاها یا زمین ها را یک شانس مجدد برای جالب تر نمودن محلات، جذابیت بیشتر برای ایده های توسعه مجدد و سایر مزایای محیطی – اقتصادی، اجتماعی می داند و عنوان می کند که زمین های رها شده برای اجرای پروژه های ساختمانی نسبت به زمین های حاشیه ای و روستایی پایداری بیشتری دارند.
Eluls 2005 توسعه مجدد زمین های رها شده را در صورت کامل انجام شدن، عامل مهمی در تجدید حیات می داند ایشان بیان می دارد که زمین های متروک در یک جامعه ممکن است نشانه ای از یک آفت کلی در جامعه مثل بیماری، جنایت، کمبود تحصیلات و فرصت های شغلی و فرسودگی زیرساخت ها در آن جامعه باشد یا به وقوع این اتفاقات کمک کند.
همچنین در مطاله ای که در مورد زمین های قهوه ای یا رها شده در اروپای مرکزی در سال ۲۰۱۲ صورت گرفته است، مقررات ملی یا منطقه ای استراتژی و فرصت های مربوط به این زمین ها ذکر شده و این زمین ها را متاثر شده از استفاده قبلی بدون مالک یا کمتر استفاده شده معرفی نموده است.
(nrtee 2003) ضمنا تعریف زمین های رها شده بیان می دارد که تجدید حیات و توسعه مجدد زمین های رها شده طیفی از فرصت های اقتصادی، اجتماعی . محیطی را می تواند محیا کند که شامل ترمیم کیفیت زندگی برای شهروندان حذف تهدیدات سلامت و تامین زمین برای اهداف تجاری و تولید مسکن، ایجاد فرصت های اشتغال، گسترش پایه های مالیاتی برای همه کاهش فشار بر مراکز شهری برای توسعه در زمین های سبز می شود.
آراسته و عزیزی ۱۳۸۹ در تحقیقی با عنوان گونه های فضاهای رها شده شهری و بررسی نقش این زمین ها در توسعه پایدار و مدیریت بهتر محیط شهری بیان کرده اند که برنامه ریزی فضاهای رها شده شهری می تواند نقش قابل توجهی در توسعه پایدار شهرهای دنیا بازی کند و همچنین برنامه ریزی مجدد کاربری زمین های رها شده را گامی برای رسیدن به مدیریت محیطی و شهری می داند
در تحقیقی دیگر عزیزی و آراسته ۱۳۹۰ بافت تاریخی شهر یزد را مورد مطالعه قرار دادند این دو عنوان کردند که افزایش فضاعای رها شده شهری یکی از نشانه های فرسودگی این شهر است
این تحقیق ابتدا مسائل ناشی از وجود این فضاها در شهر یزد مورد بررسی و تحلیل قرار داده و بر اساس یافته های تحقیق برنامه راهبردی برای توسعه این فضاها ارائه می کند، همچنین روش تحقیق در این پژوهش بر مبنای تلفیق تکنیک swot و مناطق فازی می باشد .
از دیگر پژوهشگران پور محمدی و تقی پور ۱۳۹۱ را می توان نام برد. ایشان در مطالعه ای با عنوان بازیافت اراضی بایر شهری ابتدا به تعریف اراضی بایر می پردازند وسپس بیان می کنند که این اراضی در کشورهای کمتر توسعه یافته مورد بی توجهی و کم توجهی قرار گرفته اند در این مطالعه اهمیت اراضی بایر با تبیین و استفاده از نرم افزار GIS جهت بهینه سازی این گونه فضاها پیشنهاداتی را ارائه می نمایند. سالک احمدی ۱۳۹۲ ، در مقاله ای به عنوان “ارائه مدلی بهینه و الگوی چند منظوره جهت دستیابی به توسعه پایدار شهری” به ارائه الگویی برای مدیریت فضاهای رها شده و بازیافتنی شهری می پردازد ایشان در این رابطه توصیه هایی نیز ابراز می دارند
از دیگر تحقیقات فارسی کار گروهی ، جوریمی، یوسفی و چالی( ۱۳۹۲)را می توان نام برد . این تحقیق با عنوان ” امکان سنجی احیای حوزه بازیافت در مرکز فضایی منطقه ۹ مشهد ” فضاهای محنت زده شهری را توصیف، آسیب های ناشی از این فضاها را بیان می دارند و در نهایت به راهکارهایی برای احیای حوزه های بازیافت شهری در منطقه ۹ شهر مشهد می پردازند .
فرزام فر، گلریز وبنیادی (۱۳۹۳) در مطالعه ای ، مبادی ورودی شهرها را در کشورمان به عنوان فضاهای رها شده معرفی کرده اند و بیان نموده اند که این فضاها توقعات موردی از ورودی شهر را برآورده نساخته اند. ایشان با روش تحلیلی – توصیفی راهکارهایی را برای ارتقای خوانایی در مبادی ورودی شهرها بیان نموده اند
در ایران (نقیب زاده ۱۳۸۲) در تحقیقی جامع ، با هدف تدوین سیاست ها و راهکار های لازم برای جلوگیری از رها ماندن اراضی شهری ، ابتدا عامل رشد و پویایی شهر را مهاجرت از روستا به شهر می داند و سپس بیان می دارد که افزایش جمعیت در شهرها نیازمند فضاهای کالبدی جدیدی می باشند و تامین این فضاهای کالبدی را با گسترش ساختارهای شهری همراه می داند، این محقق در ادامه در فصلی جداگانه پیامدهای اقتصادی، کالبدی، زیست محیطی، اجتمایی و سیاسی رها ماندن اراضی شهری را بیان می کند و نتیجه می گیرد که دولت باید در ۳ زمینه، برنامه ها، طرح ها و ضوابط قانونی تاثیرگذار بر تصمیمات بخش خصوصی در نحوه استفاده از زمین دخالت کند.
بازیابی فضاهای پنهان شهری(مسیل ها) کار دیگری است در این زمینه از معاونت برنامه ریز و توسعه شهرداری مشهد در سال ۱۳۸۳ که به مسیل ها به عنوان فضاهای پنهان شهری پرداخته و عنوان نموده که چگونه می توان مسیل ها را از حالت یکنواختی و رکود خارج نمود و مورد استفاده بهینه قرار داد و آنها را بصورت پتانسیلی در خدمت شهر دید .
محقق دیگری به نام (قادری، احمد ۱۳۸۰) بازیافت فضاهای درون شهری (نمونه موردی بافت مرکزی شهر ارومیه ) را مورد بررسی قرار داده است.
۲-۸-ارائه نمونه های از تجارب طرح های احیای فضای رها شده در جهان وایران
۲-۸-۱-تبدیل زمین متروک صنعتی به مجموعه مسکونی لوکاساریل :شهردرسدن-آلمان
یکی از انواع گونه های خاص مجموعه های مسکونی در شهر سدن آلمان وناحیه صنعتی این شهر معروف به لوکا ساریل ساخته شده است .هرکدام از این واحدها ی این مجموعه به متراژ ۱۰۰متر مربع می باشد.که هرکدام به یک تراس سقفی مجهز استو مجموعه در مجاورت یک باغ قرار دارد .این مجموعه در یک زمین متروک صنعتی بزرگ در مرکز شهر سدن واقع شده است.علی رغم تقاضای کم مسکن در این ناحیه از شهر،بیشتر واحد های مسکونی این مجموعه قبل از تکمیل فروخته شدند واین حاکی از موفقیت این پروژه در کشور آلمان است ،به طوریکه براساس رای سازمان وشتنروت،مجموعه مسکونی لوکاساریل در شهر سدن ،جزو ۱۰طرح برتر از ۶۰۰طرح پروژه های ساخت مجموعه مسکونی در آلمان است.
تصویر (۲-۱) مجموعه مسکونی لوکا ساریلدر شهر درسدن همراه با باغ وتراس های رو به خورشید برروی سقف،یکی از موفق ترین طرح های احیاء زمینهای متروک صنعتی در کشور آلمان(منبع:۲۰۰۵:۲۲،kalberer)
۲-۸-۲-تبدیل کارخانه ریسندگی اقبال به مرکز فناوری اقبال –یزد-ایران
کارخانه اقبال یزد اولین کارخانه نساجی یزد بوده که با روش های جدید که تکنولوژی آن از خارج از کشور وارد شده بود مشغول به کار شد.این کارخانه در اواخر دهه۱۳۶۰به دلیل قرار گرفتن در حریم شهری وایجاد مشکلات موجود به یک زمین قهوه ای یا متروک شد(شکل۳)،اما به دلیل موقعیت بسیار مناسب کارخانه ونزدیکی به مرکز شهر یزد،در اوایل دهه ۸۰ تغییر کاربری داده وبه دنبال تصویب کمیسیون ماده۵ از ملحقات وزارت فرهنگ وآموزش عالی در مصوبه مورخ ۲۰/۵/۱۳۸۰موافقت اصولی خود را با ایجاد پارک علم وفناوری یزد اعلام نمود .چهار محور تکنولوژی اطلاعات،بیوتکنولوژی ومهندسی پزشکی،انرژی های نو ونساجی بعنوان زمینه های اولیه فعالیت پارک در نظر گرفته شد(گزارش شناخت پروژه وتغییر کاربری کارخانه اقبال:۱۳۸۳)
تصویر شماره(۲-۲)موقعیت کارخانه(مرکز فناوری)اقبال دربافت مرکزی شهر یزد:منبع:GoogleMaps.co
۲-۸-۳-تبدیل کارخانه چرم سازی به دانشگاه هنر اسلامی تبریز-ایران
این کارخانه مشابه کارخانه اقبال در اوایل۱۳۱۰ایجاد شد . مکان این کارخانه آن زمان در حاشیه جنوبی شهر تبریز واقع شده بود.پس از توسعه سریع شهر تبریز و ورود کارخانه به حریم شهر،این کارخانه نیز تعطیل شده وبه خارج از شهر منتقل شد. در اواخر دهه ۱۳۶۰این کارخانه به مالکیت وزارت فرهنگ و آموزش عالی درآمده ودر اوایل دهه۱۳۷۰به عنوان دانشگاه هنر اسلامی تبریز تغییر کاربری داد(منبعwikipedia.fa.org )
تصویر شمار(۲-۳)دانشگاه هنر اسلامی تبریز (کارخانه چرم سازی سابق)(منبع: wikipedia.fa.org)
فصل سوم
شناسایی محدوده مورد مطالعه و روش شناسی تحقیق
۳-۱- مقدمه :
در فصل سوم پایان نامه ابتدا ویژگی های عمومی شهر گیلانغرب شامل تاریخچه ، ویژگی های جغرافیایی ، ویژگی های جمعیتی ، وضعیت اقلیمی شهر ، سیستم حرکت آبهای سطحی و موقعیت مسیل ها ، ساخت کالبدی شهر و عوامل محدود کننده توسعه شهر گیلانغرب به طور خلاصه بیان شده و سپس مراحل و روش تحقیق بکار گرفته شده و در مورد شهر گیلانغرب تشریح شده است .
۳-۲- تاریخچه شهر گیلانغرب
پهنه غرب کشور ایران ، در ادوار مختلف تاریخی تا آنجا که مدارک و اسناد یافت می شود و اجازه کنکاش و پژوهش در این زمینه داده است ، همواره در طی اعصار و قرون از باستان تا کنون محل زندگی گروهی از انسان ها با نام مردم کرد بوده است .
از کتیبه های آشور تا عصر ایلامی ها و بابلیها تا اولین حکومت ایرانی که بانی و باعث آن قوم ایرانی ماد بوده تا هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان ، دوران استیلای اعراب ، ایلخانان مغول و ..
همه وهمه قبایل مختلف کرد با نام ها و اسامی گوناگون در هر عصری در دشتها و روستاها و شهرهای آن می زسته اند . در این گستره ، در طول تاریخ شهر ها و اماکن تجمع فراون ، ایجاد گشته اند . بسیاری از این شهر ها یا با نام های مکرر روبرو شده اند و یا در حوادث پیش آمده در غبار گذر زمان فراموش شده و مستور مانده اند . (جعفربیگی ، ۱۳۸۲: ۲۵ ) .
گیلانغرب شهری در دل زاگرس ، نیز در گذشته با نام امله شناخته می شده است که معنای آن تجمیع یا تجمع است . در دوران گذشته با توجه به این که سران ایلات و عشایر و روسای ایل ها و تیره های مختلف در این محل جمع می شده اند به این نام خوانده می شد . در زمان حکومت رضا شاه به علت آب و هوای معتدل منطقه همچنین وجود جنگل های زیاد که به استان گیلان شباهت زیادی داشت نام این شهر تغییر یافته و گیلانغرب خوانده شده است (طرح جامع ، جلد دوم ، ۱۳۹۰ ) .
ایل بزرگ کرد ، نژاد کرد ، از روزگار باستان در غرب کشور ایران و در دامنه سلسله کوه زاگرس میزیسته است و داری فرهنگ و تاریخی کهن می باشد و همیشه به عنوان یکی از بزرگترین ایلات قدرتمند در ایران زمین مطرح بوده است (افشار سیستانی، ۱۳۷۲ : ۱۱۹۱ ) .
شهر گیلانغرب از همان ابتدا جایگاه و مامن این ایل بزرگ بوده است که در دوره های مختلف در قالب عشایر و زندگی کوچ نشینی داشته اند . زندگی یکجانشینی به معنی دیگر شهر نشینی در گیلانغرب با سیاست جدیدی که رضا شاه در باب عشایر در پی اجرای آن بود (تخته قاپو کردن عشایر) آغاز شد ودر واقع بنیان شهر گیلانغرب به طور جدی با شروع همین سیاست های رضا شاه آغاز گردید .
حال شهر گیلانغرب دارای بخش مرکزی و بخش گواور به مرکزیت شهر سرمست با ۶ دهستان و ۲۱۲ آبادی می باشد .
۳-۳- وضعیت اقلیمی شهر گیلانغرب :
توده های هوایی گیلانغرب همان توده های هوایی هستند که به استان کرمانشاه وارد می شود و عبارتند از :
-
- توده ی هوای غربی که در فصول سرد سال رطوبت اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه را به منطقه وارد می کند .
-
- توده ی هوای شمالی که منشاء آن سیبری است . این توده هوا دما را پایین می آورد و اگر رطوبت داشته باشد سبب ریزش برف در ارتفاعات می شود .
-
- توده هوای گرم و خشک که در اثر نفوذ هوای گرم و خشک بیابان های عربستان و عراق در فصل گرم سال به این ناحیه می وزد و سبب افزایش دما و انتقال گرد و غبار است .
-
- توده هوای سودانی که از آفریقا و دریای سرخ می آید و با عبور از شبه جزیره عربستان از سمت جنوب وارد منطقه شده گاه سبب ریزش باران می شود
بادهای گرمی که در تابستان می وزند و سام گفته می شوند : این بادها غالبا هوای داغی را که تحمل آن سخت است منتقل میکنند (جغرافیای استان کرمانشاه ، گروه مولفان ۱۳۸۷ ، ص ۱۳ ) .
۳-۳-۱-بارندگی :
با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر گیلانغرب که تحت تاثیر توده های هوای ذکر شده می باشد . فصل بارندگی از اواخر پاییز تا اوایل بهار ادامه داشته و تابستان ان معمولا خشک است .
با توجه به آمار سازمان هواشناسی بیشترین بارشهای این شهرستان در فصل زمستان صورت می گیرد بطوریکه از مجموع بارندگی سالیانه (۴۴۸میلی متر) حدود ۲/۲۱۴ میلی متر در زمستان می بارد به عبارتی دیگر از میانگین بارندگی سالیانه ۰۸/۱۴ درصد در فصل بهار ، ۷۳۸ درصد در تابستان ، ۷۱/۳۶ درصد در فصل پاییز و ۸۱/۴۷ درصد در فصل زمستان به صورت برف ، باران و تگرگ نازل می شود که طبق تحقیقات اخیر در غرب ایران کم کم حجم باران های زمستانه کم می شود و رفته رفته بر باران های بهاره افزوده می گردد (عباسی ، محبوبه ، ۱۳۸۸) ریزش بارانها در سالهای اخیر در این شهر نیز بر مطلب فوق صحه میگذارد بگونه ای که دریکی دو سال گذشته شاهد افزایش بارندگی در ماه فروردین و اردیبهشت هستیم.
بطور کلی از نظر اقلیمی گیلانغرب در ۳ پهنه متفاوت به شرح ذیل قرار دارد :
آب و هوای خشک و معتدل : در دشت گیلانغرب و اراضی کم ارتفاع منطقه مانند دیره .
آب و هوای نیمه خشک و معتدل : شمال منطقه گیلانغرب ، دهستان های کف راور و چله .
آب و هوای نیمه مرطوب و سرد : در ارتفاعات و دهستان گواور .